1

نوشته های هشت درب بهشت

پیامبر(ص) فرموده است:
«وقتی جبرئیل مرا به آسمان عروج داد، بهشت و نعمت های آن و جهنم و عذاب های آن را مشاهده کردم، جبرئیل به من گفت:آن چه را بر درهای بهشت نوشته شده بخوانم.
بر در اوّل نوشته شده بود:لاإله الاّ اللّه، محمّدَُ رسول اللّه، علی ولی اللّه، هر کاری راهی دارد و راه زندگی چهار چیز است:
قناعت و صرفه جویی؛ حق گویی؛ خودداری از کینه ورزیدن و همنشینی با نیکان.
بر در دوم نوشته شده بود:لااله الاّاللّه… هر کاری راهی دارد، و راه خوشحالی در آخرت چهار چیز است:دست نوازش بر یتمیان کشیدن، مهربانی با بی سرپرستان، کوشش برای رفع گرفتاری های اهل ایمان و دلجویی از فقیران و تهی دستان.
بر در سوم نوشته شده بود:لا اللّه الاّ اللّه… هر کاری راهی دارد و راه سلامتی در دنیا چهار چیز است:کم حرف زدن، کم خوابیدن، کم راه رفتن و کم خوردن.
بر در چهارم نوشته شده بود:لا اله الاّ اللّه… هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید میهمان خویش را احترام کند. هر کس به خدا و قیامت ایمان دارد، باید همسایه خود را اکرام نماید، هر کس به خدا و قیامت ایمان دارد، باید پدر و مادر خود را احترام کند، و هر کس به خدا و قیامت عقیده دارد، یا سخن حق بگوید، یا ساکت بماند.

بر در پنجم، بعد از شهادت به یگانگی خدا و نبّوت پیامبر(ص) و امامت علی(ع) نوشته شده بود:هر کس می خواهد به او ظلم نشود، به دیگران ظلم نکند؛ هر کس که می خواهد ناسزا نشنود، ناسزا نگوید؛ هر کس که می خواهدخوار نشود، کسی را ذلیل نکند و هر کس که می خواهد در دنیا و آخرت به ریسمان محکمی چنگ بزند، به وحدانیت خدا و نبّّوت پیغمبر(ص) و امامت علی(ع) اقرار کند.
بر در ششم، بعد از اقرار های سه گانه فوق نوشته شده بود:هر کس که می خواهد قبرش فراخ باشد، مسجد بسازد؛هر کس که می خواهد جانوران زیر زمین بدن او را نخورند، در مسجد ها زیاد بماند؛ هر کس که می خواهد بدن او در قبر تر و تازه بماند، مسجد را جارو کند و هرکس که می خواهد خانه خود را در بهشت ببیند، مسجدها را با فرش بپوشاند.
بر در هفتم نوشته بود:نورانیت و روشنایی قلب در چهار چیز است:عیادت بیمار، تشییع جنازه، تهیه کفن برای دیگران، و قرض دادن به افراد.
بر در هشتم نوشته شده بود:هر کس که می خواهد از این درها وارد بهشت شود، باید دارای چهار خصلت باشد:
سخاوت مندی و بزرگواری، خوش خلقی و اخلاق خوب، صدقه دادن، و خودداری از اذیت و آزار بندگان خدا. (معالم الزلفی،ص 419؛ بحارالانوار، ج 8، ص 144)