خدای هر کسی
اون چیزیه که به خاطرش
حرف خدا رو زمین میندازه
1
اون چیزیه که به خاطرش
حرف خدا رو زمین میندازه
ماعون: هر چه در آن منفعتى است «كل ما فيه منفعة»
سوره مبارکه ماعون
سوره مبارکه تکاثر
علم الیقین: فرض کنید آتشی در نقطه ای افروخته شده است، و دیواری هم بین شما و آتش حائل است. اگر شما از اثر آتش (مثل دودی که از پشت دیوار بلند است) پی به وجود آتش ببرید، این علم الیقین است و این مانند آن است که کسی خدا را بشناسد و بدو ایمان آورد، اما از راه براهین عقلی.
عین الیقین: اگر شما در آن مثال بالا، از دیوار عبور کنید و خود آتش را از نزدیک ببینید، این عین الیقین است. این مرحله بالاتر از مرحله سابق است زیرا شهود بالاتر از دانستن است و لذا گفته اند: شنیدن کی بود مانند دیدن و در این مرحله است انسانی که اثرات توحید را در زندگی خود عملا مشاهده نماید.
حق الیقین: اگر شما بقدری به آتش نزدیک شوید که حرارت آن را لمس کنید و آتش شما را گرم کند و در واقع داخل آن شوید، از چنین حالتی به حق الیقین تعبیر می آورند. در این مرحله، یقین شما به مراتب از دو مرحله سابق بالاتر است.
شهید مطهری، بیست گفتار ص 357 و 358
وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ ﴿۱۰﴾
«حُصِّلَ» به معناى استخراج مغز از پوسته است.
سوره مبارکه عادیات
جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ ﴿۸﴾
پاداششان نزد پروردگارشان بهشت های پاینده ای است که از زیرِ آن نهرها جاری است، در آنها جاودانه اند، خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند؛ این برای کسی است که از پروردگارش بترسد. (۸)
و اما خشی چیست ؟ که نوشته شده راه رسیدن به ایمان و عمل صالح یا حداقل لزوم ایجاد رضایت ابدی خشی است . توضیحات در اینجا
———————————————————-
دنیا جدای از فناناپذیر بودنش
اسفل السافلین هم هست
در پایین ترین مرتبه هاست
کسی که ایمان و عمل صالح رو انجام نمیده احسن التقویم رو از دست میده، جدای اینکه اسفل السافلین رو هم از دست داده با فوت
مطلب مربوط : مطلبی مهم بعد از 11 قسم
دیدنی که ما می بینیم دیدن اسفل السافلینی هست
دنیا جز فنا پذیری و زوالی بودنش ، اسفل السافلین از نظر کیفیت هم هست
دیدنی وجود داره که واقعیه و کامله، اینجا دیدن با چشم و … هم محدوده هم فقط یه بروز اسفل السافلینی از دیدن هست
واقعیت دیدن چیزی خیلی قوی تره، این اسفل السافلین دیدنهاست
———————————————————-
دنیا جدای از فناناپذیر بودنش
اسفل السافلین هم هست
در پایین ترین مرتبه هاست
دیدنی وجود داره که واقعیه و کامله، اینجا دیدن با چشم و … هم محدوده هم فقط یه بروز اسفل السافلینی از دیدن هست
———————————————————-
سوره مبارکه الشرح
و تو را تهیدست نیافت، پس بی نیاز ساخت؟ (۸)
——————————————-
و تهیدست حاجت خواه را [به بانگ زدن] از خود مران (۱۰)
سوره مبارکه ضحی
سوره لیل
سوره مبارکه لیل
و او را به راه خیر و شر هدایت نکردیم [تا راه خیر را بگزیند و راه شر را واگذارد؟] (۱۰)
اینان سعادتمندان اند؛ (۱۸)
«نجد» به معناى مكان بلند، در برابر «تهامه» به معناى گود است. به فرموده امام صادق عليه السلام به راه خير و شر، نجدين مىگويند. تشبيه راه خير و شر به راهى كه در ارتفاعات است. شايد براى آن باشد كه پيمودن راه خير بخاطر مبارزه با هوسها و پيمودن راه شر به علّت عواقب تلخ آن. همچون عبور از راه مرتفع است، و براى هر عاقلى مسئله خير و شر مثل زمين بلند روشن و برجسته است.
«عقبة» به معناى گردنه و گذرگاه باريك و سخت است و «اقتحام» به معناى خود را به سختى انداختن است. «مَسْغَبَةٍ» به معناى گرسنگى،
و کسی که آن را [به آلودگی ها و امور بازدارنده از رشد] بیالود [از رحمت حق] نومید شد. (۱۰)
«خابَ» از مصدر «خيبة» به معناى به هدف نرسيدن است.
«دس» به معناى پنهان كردن
مطلب مربوط : ما چه چیزی رو از دست میدیم؟
میگه
يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي ﴿۲۴﴾
گویا این حیات واقعی اش هست. این هست حیاتش که فراموش کرده از دنیا براش بفرسته
جز اویی که رضایت خدا رو انتخاب کرد
بین زنده پاینده صاحب وجود
و غیرش
هر کسی رو انتخاب کنم
دیوااااانه ام
با آنكه خدا از هر سو بر ايشان محيط است (۲۰)
سوره مبارکه بروج
سمت هر چیزی برم که تو رو از دست بدم اشتباهه
چه حرکت خیلی اشتباهی
بعد از ترکها به سمت محبوبش
همه چیز جز محبوبش نورش رو کم کرد
و در نهایت خودش رو ترک کرد، من رو ترک کرد
چه چیزی رو برای چه چیزی ترک میکنم؟
آیا اون چیزی که به دستش میارم ( هر چیزی)
بهتر از چیزی هست که از دستش میدم؟ ( الله تعالی )
و شیطان این وسط دست میزنه اگر انقد واضح ببازه؟
بندگی یک چیزی هست که دایمی هست
فقط نماز نیست که البته نماز خیلی مهمه
اینه که موقعی که موقعیت گناه میشه انتخاب میکنی
آیا میخوای پیروی امر خدا رو بکنی یا کار خودت رو بکنی
انتخابی هست که هر لحظه بین گزینه هات میکنی
مثلا این گناه رو بکنی یا خدا رو انتخاب کنی و خواستش رو
و فراموش نکنیم که
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا ﴿۹﴾. كه هر كس آن را پاك گردانيد قطعا رستگار شد (۹). وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ﴿۱۰﴾. و هر كه آلوده اش ساخت قطعا درباخت (۱۰).
یعنی تهش بازنده خودمونیم اگر آلوده کنیم نفس رو
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: هر کس هوای نفسش قوی شود، عزم و ارادهاش ضعیف خواهد شد.
و از معصوم داریم که : فی کُلّ جدیدٍ لِذَّةٍ
در این دو تا دوپامین به نظرم تاثیری داشته باشه
این هورمونها چرا اینطوری چیده شدن؟ این روش تعبیه و کار گذاشتن به چه منظور هست؟
آیا مسیردهی ها طوری شده تا از طریق جسم، روح تربیت بشه؟ شاکله رو شکل بده از طریق جسم؟
یعنی توی جسمت میاد دوپامین و غیره رو کار میگذاره جوری که اگر هوای نفست رو مقابله کنی، ساز و کار دوپامین طوری میشه که درست تره و اراده قوی میشه .
اینطوری شاکله روحت رو درست کنه . تربیتت کنه.
در مسیر بندگی شاکله رو درست کنه از طریق موافقتی که طبیعت در این مسیر داره ، مسیر رب برای تربیت عبد
سبحان الله تبارک احسن الخالقین
بی تردید کسانی که پس از روشن شدن هدایت برای آنان [به همان عقاید باطل و کردار ناپسندشان] برگشتند [و دست از قرآن و پیامبر برداشتند] شیطان زشتی هایشان را در نظرشان آراست و آنان را در آرزوهای دور و دراز انداخت. (۲۵)
این به سبب آن است که آنان به کسانی [چون مشرکان و کافران] که نازل شدن وحی را خوش نداشتند، گفتند: [ما] در بعضی از امور [که بر ضد مؤمنان است] از شما اطاعت خواهیم کرد. در حالی که خدا اسرارشان را می داند. (۲۶)
فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ ﴿٢٧﴾
پس حال و وضعشان زمانی که فرشتگان جانشان را می گیرند در حالی که بر صورت و پشتشان [تازیانه عذاب] می زنند، چگونه خواهد بود؟! (۲۷)
این عذاب برای این است که آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پیروی کردند، و خشنودی او را خوش نداشتند در نتیجه اعمالشان را تباه و بی اثر کرد. (۲۸)
سوره محمد (ص)
بی تردید خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، در بهشت هایی کهاز زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است در می آورد، و در حالی که کافران همواره سرگرم بهره گیری از [کالا و لذت های زودگذر] دنیایند و می خورند، همان گونه که چهارپایان می خورند و جایگاهشان آتش است. (۱۲)
سوره مبارکه محمد
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ ﴿٧﴾
ای مؤمنان! اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری می کند و گام هایتان را محکم و استوار می سازد؛ (۷)
سوره مبارکه محمد
و هر امتی را در آن روز به زانو درافتاده می بینی، [آن روز] هر امتی به سوی نامه اعمالش خوانده می شود [و به آنان می گویند:] امروز همان اعمالی که همواره انجام می دادید به شما پاداش می دهند. (۲۸)
سوره جاثیه
پس آیا کسی که معبودش را هوای نفسش قرار داده دیدی؟ و خدا او را از روی علم و آگاهی خود [بر اینکه شایسته هدایت نیست] گمراه کرد، و بر گوش و دلش مُهرِ [تیره بختی] نهاد، و بر چشم [دلش] پرده ای قرار داده است، پس چه کسی است که بعد از خدا او را هدایت کند؟ آیا متذکّر [حقایق] نمی شوید؟ (۲۳)
سوره جاثیه
آنان در برابر خدا نمی توانند چیزی [از گرفتاری ها و بلاها] را از تو دفع کنند؛ و همانا ستمکاران یار و یاور یکدیگرند و خدا یار و یاور پرهیزکاران است. (۱۹)
سوره جاثیه
يَا عِبَادِ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَلَا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٦٨﴾
[خدا آن روز به آنان گوید:] ای بندگان من! امروز نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین می شوید؛ (۶۸)
الَّذِينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا مُسْلِمِينَ ﴿٦٩﴾
همانان که به آیات ما ایمان آوردند و همواره تسلیم [فرمان ها و احکام] ما بودند. (۶۹)
سوره زخرف
و راهش بنده شدن هست
وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾
و مسلماً [این] قرآن برای تو و قوم تو مایه تذکر [و شرف و عزت] است، و سپس [درباره آن] بازخواست خواهید شد. (۴۴)
سوره زخرف
فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ ﴿٤١﴾
پس اگر تو را از دنیا ببریم، یقیناً از اینان انتقام خواهیم گرفت، (۴۱)
سوره زخرف ( خطاب به حضرت محمد ، بعد از اینکه الله تعالی در مورد پیروان شیاطین صحبت میکنن )
وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ﴿٣٦﴾
و هر کس خود را از یاد [خدای] رحمان به کوردلی و حجاب باطن بزند، شیطانی بر او می گماریم که آن شیطان ملازم و دمسازش باشد. (۳۶)
سوره زخرف
تفسیر نور آقای قرائتی:
«يَعْشُ» از «عشو» به معناى آفتى در چشم است كه سبب ضعف ديد مىگردد. اين كلمه هرگاه با حرف «عن» همراه باشد به معناى اعراض كردن است.
سياست شيطان گام به گام است: «خُطُواتِ» «1»*
مرحله اول القاى وسوسه است. «فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ» «2»
در مرحله دوم تماس مىگيرد. «مَسَّهُمْ طائِفٌ» «3»
مرحله سوم در قلب فرو مىرود. «فِي صُدُورِ النَّاسِ» «4»
مرحله چهارم در روح مىماند. «فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ» «5»
مرحله پنجم انسان را عضو حزب خود قرار مىدهد. «حِزْبُ الشَّيْطانِ» «6»*
مرحله ششم سرپرست انسان مىشود. «وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا» «7»
مرحله هفتم انسان خود يك شيطان مىشود. شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ … «8»
امام على عليه السلام در نهج البلاغه مىفرمايد: شيطان در روح انسان تخم گذارى مىكند. «فباض و فرخ فى صدورهم» «9»
آثار اعراض از ياد خدا
1. باز ماندن از راه خير. «لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ»
2. انحراف فكرى كه خيال مىكند هدايت يافته است. «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»
3. ديگر موعظهپذير نيست. «وَ إِذا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ» «10»
4. توبه نمىكند چون خود را كج نمىداند.
5. زندگى نكبت بار دارد. «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً» «11»
6. كسى كه در دنيا از ديدن حقّ كور است، «يَعْشُ» در آخرت نيز كور محشور مىشود. «مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى» «12»
«1». بقره، 168.
«2». طه، 120.
«3». اعراف، 201.
«4». ناس، 5.
«5». زخرف، 36.
«6». مجادله، 19.
«7». نساء، 119.
«8». انعام، 112.
«9». نهجالبلاغه، خطبه 7.
«10». صافّات، 13.
«11». طه، 124.
«12». اسراء، 72.
جلد 8 – صفحه 455
شيطانِ همراه، ممكن است از دوستان ناباب يا همسر و فرزند يا شريك فاسد باشد. به همين دليل كلمه شيطان نكره ذكر شده است تا شامل هر نوع شيطانى شود.
نماز، ذكر رحمن است، «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي» «1» قرآن، ذكر رحمن است، «نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ» «2» پس هر كس از نماز و قرآن اعراض كند دچار سلطه شيطان همراه مىشود. «فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ»
1- سلطه شيطان در اثر اعمال خود ماست. وَ مَنْ يَعْشُ … نُقَيِّضْ
2- دل يا جاى رحمن است يا شيطان. «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً»
3- كيفر روى گردانى از سرچشمه رحمت، بندگى شيطان سلطهگر است. «فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ»
4- تلاش شيطان براى بازداشتنن انسان از راه حقّ جدّى است. «إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ»
5- بدتر از انحراف عملى، انحراف فكرى است. «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»
همینطور خطبه حضرت امیر در مورد شیطان :
مالکیّت و فرمانروایی آسمان ها و زمین فقط در سیطره خداست، هر چه را بخواهد می آفریند، به هر کس بخواهد دختر عطا می کند و به هر کس بخواهد پسر می بخشد؛ (۴۹)
یا پسران و دختران را با هم به آنان می دهد و هر که را بخواهد نازا می کند؛ یقیناً او دانا و تواناست. (۵۰)
سوره شوری
پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خدا هیچ بازگشتی برای آن نیست، پروردگارتان را اجابت کنید، آن روز برای شما هیچ پناه گاهی و هیچ راه انکاری [نسبت به اعمالی که مرتکب شده اید] وجود ندارد؛ (۴۷)
سوره شوری
و آنان را می بینی که بر آتش عرضه می شوند، [در حالی که از شدت رسوایی سرافکنده اند] زیر چشمی به آن می نگرند. و اهل ایمان می گویند: یقیناً زیانکاران کسانی هستند که روز قیامت سرمایه وجود خود و کسانشان را تباه کرده اند. آگاه باشید! مسلماً ستمکاران در عذابی پایدار و جاودانه اند. (۴۵)
و در برابر خدا برای آنان سرپرستان و یاورانی که یاریشان دهد نخواهد بود؛ و هر که را خدا گمراه کند، او را هیچ راهی [به سوی نجات و سعادت] نیست. (۴۶)
پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خدا هیچ بازگشتی برای آن نیست، پروردگارتان را اجابت کنید، آن روز برای شما هیچ پناه گاهی و هیچ راه انکاری [نسبت به اعمالی که مرتکب شده اید] وجود ندارد؛ (۴۷)
سوره شوری
صِراطَ الَّذينَ أَنعَمتَ عَلَيهِم غَيرِ المَغضوبِ عَلَيهِم وَلَا الضّالّينَ﴿۷﴾
راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کردهای؛ و نه گمراهان.
سوره حمد
خداست که گمراه میکنه، مراقبت که استجابت بشه پرورگار و سرمایه وجود تباه نشه
و آنان را می بینی که بر آتش عرضه می شوند، [در حالی که از شدت رسوایی سرافکنده اند] زیر چشمی به آن می نگرند. و اهل ایمان می گویند: یقیناً زیانکاران کسانی هستند که روز قیامت سرمایه وجود خود و کسانشان را تباه کرده اند. آگاه باشید! مسلماً ستمکاران در عذابی پایدار و جاودانه اند. (۴۵)
سوره شوری
پس آنچه [از کالا، وسایل و ابزار مادی] به شما داده اند، متاع [اندک و زودگذر] زندگی دنیاست، و آنچه [از بهره و پاداش] نزد خداست، برای کسانی که ایمان آورده اند و بر پروردگارشان توکل می کنند، بهتر و پایدارتر است. (۳۶)
و [همان] کسانی که از گناهان بزرگ و از کارهای زشت دوری می کنند و هنگامی که [به مردم] خشم می گیرند، راه چشم پوشی و گذشت را برمی گزینند؛ (۳۷)
و آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز را برپا داشتند و کارشان در میان خودشان بر پایه مشورت است و از آنچه روزی آنان کرده ایم، انفاق می کنند؛ (۳۸)
وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ ﴿٣٩﴾
و آنان که هرگاه ستمی به آنان رسد [تسلیم ستم و ستمکار نمی شوند، بلکه از دشمن به حکم حق و برابر با قوانین اسلام] انتقام می گیرند؛ (۳۹)
و شما در زمین عاجزکننده [خدا] نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید] و جز خدا هیچ سرپرست و یاوری برای شما نیست. (۳۱)
سوره شوری
وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ ﴿٣٠﴾
و هر آسیبی به شما رسد به سبب اعمالی است که مرتکب شده اید، و از بسیاری [از همان اعمال هم] درمی گذرد. (۳۰)
سوره شوری
چند نکته داره
اول اینکه دستاورد کارهامون هست
دوم اینکه از گروه زیادیش میگذره خدا و گرنه اگر متناظر با عمل ما بود بیشتر بود
و سوم اینکه ظاهرا نظامی هست که صد درصد به اراده خداست
اگر نظام خالصی بود که در اون بدون اراده خدا و فقط طبق یه سری اصول و الگوریتم پیش میرفت، نمیشد اراده خدا در اون وارد بشه و عفو و گذشت باشه توش .
و اوست که باران را پس از اینکه [مردم از آمدنش] نومید شدند، نازل می کند و رحمتش را می گستراند، و او سرپرست و یار [واقعی] و ستوده است. (۲۸)
سوره شوری
کلیدهای آسمان ها و زمین فقط در سیطره مالکیّت اوست. رزق و روزی را برای هر کس که بخواهد وسعت می دهد و یا تنگ می گیرد. یقیناً او به همه چیز داناست. (۱۲)
سوره شوری
نزدیک است آسمان ها از فرازشان [به سبب عظمت وحی] بشکافند و فرشتگان، پروردگارشان را همواره همراه با سپاس و ستایش تسبیح می گویند، و برای کسانی که در زمین هستند، درخواست آمرزش می کنند؛ آگاه باشید! بی تردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵)
فرشته ها خودشون درخواست آمرزش میکنن یا خداشون خواسته؟ خدای مهربون پایدار
سوره شوری
نیکی و بدی یکسان نیست. [بدی را] با بهترین شیوه دفع کن؛ [با این برخورد متین و نیک] ناگاه کسی که میان تو و او دشمنی است [چنان شود] که گویی دوستی نزدیک و صمیمی است. (۳۴)
وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ﴿٣٥﴾
این بهترین شیوه را جز کسانی که [در زمینه خودسازی و تزکیه] پایداری کردند، نمی یابند، و جز کسانی که بهره بزرگی [از ایمان و تقوا] دارند به آن نمی رسند؛ (۳۵)
و اگر وسوسه ای از سوی شیطان تو را تحریک کند [که از این بهترین شیوه دست برداری] به خدا پناه ببر؛ بی تردید او شنوا و داناست. (۳۶)
سوره فصلت
و آنان به پوستشان می گویند: چرا بر ضد ما گواهی دادید؟ می گویند: همان خدایی که هر موجودی را به سخن آورد، ما را گویا ساخت، و او شما را نخستین بار آفرید و به سوی او بازگردانده می شوید. (۲۱)
و شما [هنگام ارتکاب گناه در دنیا] از اینکه مبادا گوش و چشم و پوستتان بر ضد شما گواهی دهند، پنهان نمی شدید، بلکه گمان کردید که خدا بسیاری از آنچه را که [در خلوت] مرتکب می شدید، نمی داند!! (۲۲)
و این گمانتان بود که به پروردگارتان بردید [و همان] شما را هلاک کرد، در نتیجه از زیانکاران شدید. (۲۳)
سوره فصلت
وَنَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ ﴿١٨﴾
و کسانی را که ایمان آورده و همواره پرهیزکاری می کردند، نجات دادیم. (۱۸)
سوره فصلت
و کسی که یک نفر رو دوس داره
کارهایی رو میکنه که او دوس داره
حتی بیشتر از خواسته های خودش
چون هیچ کسی جز خدا موثر نیست
وقتی موثر میدونی شرک میشه
به نظرم
راه نجات، توحید ابراهیم حنیف سلام الله علیه است
لااله الا الله عملی هست
ترک محرمات و انجام واجبات
بندگی کمال و تمام
برای تزکیه نفس
و دور شدن از شرک و رسیدن به توحید واقعی
اخلاص و آزاد شدن
بهترین شروع چی میتونه باشه؟
التزام به نماز اول وقت، التزام، التزام، التزام
هر کاری رو بزاری درجه دوم و اول این نماز اول وقت باشه
بعد از شروع قیامت، تولد دنیا و تولد برزخ و مرگ دنیا و مرگ برزخ، دنبال راه بیرون رفتن هستن
جواب اینه که ایمانت به شرک بود نه توحید
سوره زمر
سوره ص
در حقيقت تويى كه خود بسيار بخشنده اى (۳۵) ( اسم الله تعالی )
سوره ص
و قطعا سليمان را آزموديم و بر تخت او جسدى بيفكنديم پس به توبه باز آمد (۳۴)
2- آزمايش وسيلهى صيقلى شدن روح و قرب به خداست. فَتَنَّا … ثُمَّ أَنابَ
پس چه بهتر که نریم که بخواهیم با فتنه سخت برگردیم
در اين آيات سخن از آزمايش سخت حضرت سليمان است. امّا در اينكه اين آزمايش چه بوده، چند نظر است:
الف) سليمان چندين همسر داشت و آرزو داشت فرزندان زياد و برومندى نصيبش شود كه بازوى او در اداره كشور باشند، امّا از خداوند غافل شد و «ان شاء الله» نگفت، لذا هيچ فرزندى براى او تولّد نيافت جز فرزندى ناقص الخلقه كه همچون جسدى بىروح آن را بر تخت او افكند.
ب) خداوند، خود سليمان را به بيمارى سختى گرفتار كرد كه همچون جسدى بىروح روى تخت افتاده بود سپس او را به حالت اول برگرداند و شفا داد. (با توجّه به اينكه «أَنابَ» به معناى برگشتن است).
ج) خداوند، جنازه فرزندش را كه بسيار مورد علاقه او بود به روى تختش انداخت.
سوره ص
و پادشاهيش را استوار كرديم و او را حكمت و كلام فيصله دهنده عطا كرديم (۲۰)
سوره ص
سوره مبارکه صافات
سوره مبارکه صافات
سوره مبارکه یس
سوره مبارکه یس
سوره فاطر
بگو پروردگار من است كه روزى را براى هر كس كه بخواهد گشاده يا تنگ مى گرداند ليكن بيشتر مردم نمى دانند (۳۶)
سوره مبارکه سبا
ابن سنان از امام صادق علیهالسلام نقل کند که وقتى که خداوند به پیامبر خود طى آیه نازله «یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» دستور داد که على را براى امامت نصب نماید.
رسول خدا صلى الله علیه و آله در غدیر خم در حضور جمع زیادى فرمود، «من کنت مولاة فهذا علىّ مولاه» در این وقت بود که پیروان ابلیس نزد وى آمده و از او چارهجوئى نمودند و گفتند: پیامبر با نصب این مرد (على) گرهى در کار ما ایجاد کرده که تا روز قیامت گشادنى نیست.
ابلیس به آنان گفت: این طور که شما تصور مى کنید، نیست بلکه در اطراف او کسانى هستند که به من وعده هائى داده اند که هرگز از آن تخلف نمى ورزند سپس این آیه را خداوند نازل فرمود، چنان که نظیر این حدیث را قتادة بن دعامة از امام باقر علیهالسلام نقل نموده و در مورد سؤالى که از امام درباره نزول این آیه نموده بود، موضوعات فوق را از امام روایت کرده است.
1- كفران نعمت، راه نفوذ و موفقيّت ابليس است. رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا … وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ
2- ابليس به موفقيّت خود در انحراف كشاندن مردم يقين ندارد. «ظَنَّهُ»
داره خالی بازی میکنه، یعنی اینکه فکر میکنه در آینده گمراه میکنه با توجه به تجربیات زیاد گذشته اش هست.
با توجه به اینکه : جنیان غیب نمی دانند
سوره سبا
قوم سبأ، جمعيّتى بودند كه در جنوب جزيره عربستان زندگى مىكردند و تمدّنى عالى و درخشان داشتند.
اين منطقه رودخانه مهمى نداشت و آب باران در دشت به هدر مىرفت، لذا مردم به فكر افتادند كه سدّ بزرگى بسازند و آب را پشت آن ذخيره كنند. در انتهاى يكى ار درّهها، در كنار شهر «مَارِب»، سدّ خاكى عظيمى ساختند كه به همين نام مشهور شد.
آب خروجى از اين سدّ باعث آبادانى دو طرفِ رودى شد كه از پاى سدّ جارى بود و روستاهاى بسيارى با باغستانها و كشتزارهاى زيبا در دو طرف آن پديدار گشت. فاصله اين روستاها با يكديگر بسيار كم و تقريباً به هم متّصل بود و وفور نعمت همراه با امنيّت، محيطى مرفّه را براى زندگى آماده ساخته بود، امّا آنها خدا را به فراموشى سپردند، به فخرفروشى پرداختند و به اختلافات طبقاتى دامن زدند. اغنيا مايل نبودند كه افراد كمدرآمد، همانند آنان و يا همراه آنان در رفت و آمد ميان اين مناطق باشند و مىخواستند اين امتياز براى آنان باشد.
چنانكه در تاريخ آمده است موشهاى صحرايى به ديواره اين سدّ خاكى حمله كردند و آن را از درون سست كردند، چنانكه با جارى شدن يك سيلاب عظيم، ديواره سدّ شكست و سيل عظيمى جارى شد كه تمدّن عظيم سبأ را در زير گِل و لاى مدفون ساخت. سيلى كه به قول قرآن، از آن سرزمين آباد، جز درختان تلخ «أراك» و شور «گز» و اندكى درختان «سدر»
1- قوم سبأ به خداوند معتقد بودند و در دعا از كلمه ربنّا استفاده كردند. «رَبَّنا باعِدْ»
2- ناسپاسى، ظلم به خويش است. «باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ»
3- متلاشى و تارومار شدن قوم سبأ قصه مجالس و ضربالمثل ميان مردم شد. «فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ»
4- ناسپاسى، سبب فروپاشى زندگى انسان مىشود. «كُلَّ مُمَزَّقٍ»
سوره سبا
سوره احزاب
امانت، ولایت خدا بر بنده است؟ بندگی منتهی به اخلاص و آزادی
سوره احزاب
باید کتاب بزرگی نوشت
در مورد اشتباهات و شکست ها
بعد مراقب بود تا مرتکب نشد
تا رشد باقی بمونه
اون ایاک نعبد که در سوره حمد
این هست که آزاد بشی از پیروی ( اسارت ) امیال و غیر خدا
برسی به اخلاص
که همون آزادی و رهایی بزرگ هست؟
و خواستن غیر خدا اسارته
و دنیا خلق شد
تا با عبادت خالص، از لوث و لحن و ناراحتیش بیرون بکشیم خودمونو
تنها راه آزادی ، عبادت خداست
عبادت و طاعت محض
این بندگی نیست، آزادیه
اخلاص، خلاصیه
آزادیه آزادی
غیرش اسارته
تنها راه آزادی ، عبادت خود خداست
عبادت، پیروی هست
تا راستان را از صدقشان باز پرسد و براى كافران عذابى دردناك آماده كرده است (۸)
احزاب
سوره مبارکه روم
وقتی فکر میکنیم کسی غیر خدا روزیمون رو میده
آیا این شرک نیست؟
موقعیت رو خدا فراهم میکنه و ما باید کار کنیم همراه با تخصص و ….
[فرجام] كار در گذشته و آينده از آن خداست و در آن روز است كه مؤمنان از يارى خدا شاد مى گردند (۴)
روم
و كسانى كه دانش [واقعى] يافته بودند گفتند واى بر شما براى كسى كه گرويده و كار شايسته كرده پاداش خدا بهتر است و جز شكيبايان آن را نيابند (۸۰)
قصص
نمل
الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ ﴿۲۱۸﴾
سوره مبارکه شعرا
و از ارزش اموال مردم مكاهيد و در زمين سر به فساد بر مداريد (۱۸۳)
شعرا
كلمهى «كيل»، براى مايعات و كلمهى «قسطاس»، براى وزنها و كلمهى «أَشْياءَهُمْ»، براى چيزهاى عددى و غيره بكار رفته است.
در اين آيات دو امر و دو نهى مشاهده مىكنيم كه مكمّل يكديگرند. «أَوْفُوا- وَ لا تَكُونُوا» و «زِنُوا- لا تَبْخَسُوا»
در روايات آمده است: كسانى كه عيب جنس خود را به مشترى نگويند، فرشتگان، آنان را لعنت مىكنند وكسانى كه با مكر وحيله ديگران را فريب دهند، بدترين مردم هستند.
كمفروشى، يكى از منكرات بزرگ اقتصادى است كه همه آفات لقمه حرام را به دنبال دارد. كمفروشى، تنها در داد و ستد نيست، بلكه ممكن است افرادى در تدريس، طبابت، نظارت، مهندسى و شئون ديگر زندگى نيز كمفروشى كنند و چنان كه بايد حقّ ديگران را ادا نكنند.
سوره مبارکه شعرا
سوره مبارکه شعرا
سوره مبارکه شعرا
سوره فرقان
لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَٰذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ﴿٢٢﴾
[به او می گویند:] تو از این روز بزرگ در بی خبری و غفلت بودی، پس ما پرده بی خبری را از دیده [بصیرت] ات کنار زدیم در نتیجه دیده ات امروز بسیار تیزبین است. (۲۲)
سوره ق
وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا ﴿۳﴾
تا خدا بهتر از آنچه انجام مى دادند به ايشان جزا دهد و از فضل خود بر آنان بيفزايد و خدا[ست كه] هر كه را بخواهد بىحساب روزى مى دهد (۳۸)
سوره نور
مَا يَكُونُ لَنَا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهَذَا
براى ما سزاوار نيست كه در اين سخن گوييم
سوره مبارکه نور
و پروردگارا از اينكه [آنها] به پيش من حاضر شوند به تو پناه مى برم (۹۸)
مومنون
مومنون
دوست داشتن های ایشونو ترجیح بدم به دوس داشتنای خودم
شیطان، در واقع همون راهنما و مسیر بدبختی هست
راهنمای بدبختی در طبیعت ، در واقع میشه همون شیطان
انبیاء
انبیاء
انبیاء
دقت کنید نمیگه و ما ، میگه من . یعنی اشیاء رو نمیگه ، افراد رو میگه
دنیا همون جزیره الاغ سازی شیطونه؟
دلهای مشغول به غیر خدا
طه
گفت پس برو كه بهره تو در زندگى اين باشد كه [به هر كه نزديك تو آمد] بگويى [به من] دست مزنيد و تو را موعدى خواهد بود كه هرگز از آن تخلف نخواهى كرد و [اينك] به آن خدايى كه پيوسته ملازمش بودى بنگر آن را قطعا مى سوزانيم و خاكسترش مى كنيم [و] در دريا فرو مى پاشيم (۹۷)
سوره طه
هر چیزی که به خاطرش حرف خدا رو زمین بندازی
اون رو خدا گرفتی
و عاقبتش هیچ بهتر از خدای سامری نیست که سوزونده و دور انداخته شد
منتها اینجا سامری شیطونه و فرقش اینه خدات کمی دیرتر هیچی میشه و در قیامت متوجه میشی اصلا نبوده که بخواد خیری بهت برسونه و جایی به کارت بیاد
نفست، خشمت، شهوتت، شکمت، توجه قلبت حتی به چیزی بیش از خدا،
هر روز صبح باید دوباره ، تازه و خالص به خدا ایمان آورد بعد از نماز صبح تو خوندن قرآن
حتی هر نماز
حتی با هر عمل . هر توجه قلبی مراقبش بود
این من، من از همه خداتری میکنه
سوره طه
سوره طه
وقتی الله سبحان به موسی میگن برو پیش فرعون
میگن که باهاش نرم سخن بگین شاید بپذیره و حساب ببره و بیاد در مسیر
این یعنی آزادی انتخاب به فرعون داده شده و مجبور نیست پیروی کنه، انتخاب داره
دوم اینکه حتی فرعون، هنوز ازش قطع امید نشده و تا آخرین لحظه دوستش داره که برگرده
وقتی خداوند حضرت موسی رو برای خودش پرورده
سوره طه
صاحب مجمع البیان مینویسد، در روایت صحیح وارد شده است که وقتی آیه؛ «فَمَنْ یرِد اللهُ اَن یهدیهُ یشرَح صَدرَهُ لِلإسلامِ…». (سوره انعام/ ۱۲۵) نازل شد، از پیامبر اکرم پرسیدند: منظور از شرح صدر چیست؟ فرمود: «نورٌ یقْذِفَهُ اللهُ فی قَلبِ مَنْ یشاء فَینشَرِحُ له صَدرَهُ و ینفَضح» «نوری است که خدا در دل مؤمن میافکند و سینهاش را بوسیله آن گشایش و روشنی میبخشد».
پرسیدند: آیا این نور نشانهای دارد؟ فرمود: «نَعَمْ، الإنابَةُ إلی دارِ الخُلُودِ والتّجافی عَنْ دارِالغُرُور والإستعدادِ لِلْمَوتِ قَبْلَ نُزُولِ الموت؛ آری، (نشانه آن) توجه بسرای جاویدان و دامن برچیدن از زرق و برق دنیا و آماده شدن برای مرگ است پیش از آن که فرارسد.
منم من خدايى كه جز من خدايى نيست پس مرا پرستش كن و به ياد من نماز برپا دار (۱۴)
سوره طه
سوره مریم
و اونهایی که از پل صراط عبور میکنن اونهایی هستن که تسلیم شدن و بندگی کردن
بندگی اصله
نماز واجبه
همه واجبات واجبه
اما اصل بندگی هست
یعنی میشه نماز رو قرائت کرد اما بندگی نکرد
اما بنده ای که بندگی میکنه نماز میخونه
از بندگی به نماز راه حتمی هست
اما هر کسی که نماز میخونه لزوما بندگی اش صد درصد نیست ، شاید بشه گفت اونی که اول وقت رو ملازمت داشته باشه به زودی برسه
بندگی یعنی ترجیح دادن حرف و امر خدا به تمام چیزهای دیگه
مثلا وقتی پدر و مادر اذیتت میکنن چون خدا گفته، به پدر و مادر خوبی کنی، با اینکه اذیتت میکنن
عضبت رو بخوری
شهوتت رو بخوری
نه تنها واجبات رو انجام و محرمات رو ترک
بلکه تسلیم امرش بشی
سوره مریم
سوره مریم
سوره اعراف
سوره کهف
شکر شکر شکر شکر شکر شکر شکر
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: هرگاه براى ورود به كارى، ترس و وحشت داشتى اين آيه را بخوان و اقدام كن.
پول و نفس و خشم و ….
وقتی حرف خدا رو گوش نمیدیم و حرف اونا رو گوش میدیم
چه فرقی با این بتهای سنگی دارن در بی جونی و بی اثری؟
بدزبانی روش شیطان و دوستاشه
یکی از بزرگترین و کلیدی ترین و بزرگراه های اصلی قرآنه
پایین تر از ایاک نعبد و ایاک نستعین و بالاتر از خیلی های دیگه
البته به نظر شخص من با این آگاهی خیلی کم
به به
بدون شک
سوره نحل
سبحان الله
چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده اند و بر پروردگارشان توكل مى كنند تسلطى نيست (۹۹)
سوره نحل
کاملا مرتبط : تعبد چی هست؟
سوره نحل
وقتی مشرک می بینه خدای تقلبی اش کاری نمیکنه، از در تسلیم درمیاد
وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۷۷﴾
سوره نحل
آدمیزاد حرف هر کسی رو به بقیه چیزها و خواسته ها و … ترحیج بده، همون خداشه
مثلا وقتی لحظه نماز، کار دیگه میکنه، اون خداشه ، تعبد اون رو میکنه
از اون حساب می بره یا اون براش مهمترینه
تعبد اون رو میکنه
مثلا غذا بخوره تعبد شکم
خشمگین بشه بر خلاف خواسته خدا، تعبد نفسش رو میکنه و ….
سوره نحل
سوره نحل
و ما آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است جز به حق نيافريده ايم و يقينا قيامت فرا خواهد رسيد پس به خوبى صرف نظر كن (۸۵)
سوره حجر
به به به صفح جمیل ، صفح ، عفو بدون ملامت
صفح: اغماض و ترك ملامت ، آن از عفو بليغ تر است ؛ زيرا كه عفو، شايد توأم با ملامت باشد.
جميل: نيكو. «روى عن على عليه السلام ان الصفح الجميل هو العفو من غير عتاب»؛ .[۱]
ز امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که او از پیامبر اسلام درباره این آیه ۳۹ سوره رعد پرسید، آن حضرت فرمود:
«صدقه دادن درست و نیکی به پدر و مادر و انجام کار خوب، بدبختی را تبدیل به سعادت میکند و بر عمر میافزاید و از حوادث بد حفظ میکند.
يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ ۖ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ ﴿٣٩﴾
“خدا هر چه را بخواهد محو می کند و هر چه را بخواهد ثابت و پابرجا می نماید، و “امّ الکتاب “نزد اوست” (۳۹)
سوره حجر
این رو حضرت ابراهیم گفتن
فقط گمراه ها از رحمت خدا ناامید میشن
این یه پیام خیلی بزرگه
خدای مهربون گفتن که تسلط شیطان فقط بر کسانی است که از او پیروی کنند
به به
يلههم: لهو: مشغول شدن به چيزى كه مشغول مى كند. آن توأم با غفلت است. راغب گويد: لهو آنست كه انسان را از مشغول شدن به چيز مهمّ باز دارد. الهاء مشغول كردن، «يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ»: مشغول مى كند آنها را آرزو.
به به به این آزادی بندگی
بتدگی مخلصانه
که خلاصیه
امام صادق عليه السلام فرمود: شكر نعمت، دورى از گناه است و نيز فرمود: شكر آن است كه انسان نعمت را از خدا بداند (نه از زيركى و علم و عقل و تلاش خود يا ديگران) و به آنچه خدا به او داده راضى باشد و نعمتهاى الهى را وسيلهى گناه قرار ندهد، شكر واقعى آن است كه انسان نعمت خدا را در مسير خدا قرار دهد.
در حديث مىخوانيم كه خداوند به موسى وحى كرد: حقّ شكر مرا بجا آور. موسى گفت: اين كار امكان ندارد، زيرا هر كلمهى شكر نيز شكر ديگرى لازم دارد. وحى آمد: همين اقرار تو و اين كه مىدانى هر چه هست از من است، بهترين شكر من است.
سوره ابراهیم
سوره رعد
سوره رعد
همانان كه به پيمان خدا وفادارند و عهد [او] را نمى شكنند (۲۰)
سوره رعد
حکم فقط برای خداست و حکم داده که به جز او رو نپرستیم و دین قیم این هست
سوره یوسف
آدمها چقدر خودشون رو اذیت میکنن
سوره یوسف
از آنجا كه خداوند اراده كرده يوسف را حاكم كند، بايد دورههايى را ببيند؛ برده شود تا به بردگان رحم كند. به چاه و زندان افتد تا به زندانيان رحم كند.همان گونه كه خداوند به پيامبرش مىفرمايد: تو فقير و يتيم بودى تا فقير و يتيم را از خود نرانى. أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً … فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ … «1»
امام صادق عليه السلام فرمود: خدا انسان را آفريد تا كارهايى انجام دهد و مستحقّ رحمت شود.
در آيهى قبل آمد كه انسان آزاد است، انسان در انتخاب راه آزاد است، ولى به خاطر پذيرش راه باطل، جهنّمى مىشود.
فلسفهى آفرينش انسان، در آيات قرآن با عناوين مختلفى مطرح شده است:
در يك جا مىخوانيم: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» «2» كه دليل آفرينش جنّ و انسان، عبادت آنها دانسته شده است.
در جاى ديگرى مىفرمايد: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» «3» يعنى خداوند، مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد.
و در آيهى فوق نيز آمده است: «لِذلِكَ خَلَقَهُمْ» يعنى ما انسانها را آفريديم تا مشمول رحمت خويش نماييم.
در ظاهر به نظر مىرسد كه فلسفهى آفرينش انسان، سه عنوان متفاوت يعنى: عبادت، آزمايش و رحمت است. امّا با كمى دقّت نظر متوجّه مىشويم كه هر سه موضوع داراى يك نقطهى مشترك هستند و آن تكامل روحى و معنوى انسانهاست.
تفسیر نور (محسن قرائتی)
و ما به آنان ستم نكرديم ولى آنان به خودشان ستم كردند پس چون فرمان پروردگارت آمد خدايانى كه به جاى خدا[ى حقيقى] مى خواندند هيچ به كارشان نيامد و جز بر هلاكت آنان نيفزود (۱۰۱)
سوره هود
وقت مردن که میشه
تمام چیزایی که از خدا برات مهمتر بودن ولت میکنن، به هیچ کاری نمیان . فکر میکردی کاری میکنن حتی تو همون دنیای قبل از مردن
مرگ شرک رو بیشتر نشون میده
در واقع وقتی بنده بگه : خداوند رحمن رحیم، خواسته من خواسته شماست چون شما برای من از خواسته های خودم مهمترید بندگی جالب تری پیش میاد به نظر من نادون.
و حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل چه بنده های خوبی هستن . صلوات خدا بر همه مسلمینش
«وَدُودٌ»: بسیار بامحبّت. بسیار دوستدار.
«ود»، به آن دوستىاى گفته مىشود كه داراى آثار بوده واستمرار داشته باشد.
رحمت خدا لحظهاى نيست، بلكه استمرار دارد و داراى آثار وبركات زيادى است.
سوره هود
سوره هود
وقتی پسر حضرت نوح در حال غرق شدن هست حضرت نوح از خدا در مورد پسرش درخواستی غیر مستقیم داره و میگه که او اهل من هست ، خداوند سبحانه تعالی اول میگن که او حقیقتا از اهل تو نیست . بعد میفرمایند که چيزى را كه بدان علم ندارى از من مخواه و در نهایت هم میگن که من به تو اندرز مى دهم كه مبادا از نادانان باشى. سه مرحله روشن کردن اشتباه ( پسر جزو اهل نوح نیست ) ، روشن کردن وضعیت کلی مخاطب ( سوال بدون علم ) و محبت کردن ( خواستن اینکه از نادان ها نباشه ).
حداقل به نظر من نادون اینطوره
دقت کنید که چطور برخورد میشه :
در باره كسانى كه ستم كرده اند با من سخن مگوى چرا كه آنان غرق شدنى اند
و
از امام عزیز چهارم :
العَجَبُ کُلُّ العَجَبِ لِمَن عَمِلَ لِدارِ الفَناءِ، وتَرَکَ دارَ البَقاءِ
شگفتا، بس شگفتا از آن که براى سراى نیستى مى کوشد و بر سراى ماندگارى چشم مى پوشد!
[ الأمالی للطوسی: ص ۶۶۴ ح ۱۳۸۷، المحاسن: ج ۱ ص ۳۷۸ ح ۸۳۲ نحوه وکلاهما عن أبی حمزة الثمالی، جامع الأخبار: ص ۲۹۶ ح ۸۱۰، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۱۴۲ ح ۴.]
الدُّنیا سوقُ الآخِرَةِ، وَالنَّفسُ تاجِرٌ، وَاللَّیلُ وَالنَّهارُ رَأسُ المالِ، وَالمَکسَبُ الجَنَّةُ، وَالخُسرانُ النّارُ
دنیا، بازار آخرت است و نفس، بازرگان است و شب و روز، سرمایه و سود، بهشت و زیان، دوزخ.
[ أعلام الدین: ص ۹۶]
حضرت على عليه السلام فرمود: آزمايش خداوند براى دانستن نيست، بلكه آزمايش او براى بروز عكسالعمل از انسان است، تا اگر عملش خوب بود، پاداش گيرد و اگر بد بود، كيفر بيند. «2»
در روايات، «أَحْسَنُ عَمَلًا» به «احسن عقلا و اورع عن محارم اللّه و اسرع فى طاعة اللّه» «3» و در بعضى روايات به «ازهد فى الدنيا» «4» تفسير شده است، چنانكه امام صادق عليه السلام مىفرمايد: حُسن عمل، يعنى عملِ همراه علم، اخلاص و تقوى، نه عمل زياد. «5»
«2». نهجالبلاغه، خطبه 144.
«3». تفسير مجمعالبيان.
«4». بحار، ج 74، ص 93.
«5». تفسير كنزالدقائق.
شما صورتی رو در آینه می بینی
عاشق آینه میشی یا صاحب صورت؟
عالم تجلی خداست، آینه اسمای حسنی است
هر چیزی ازش دوست داشتی
حواست باشه
آینه رو با صاحب عکس اشتباه نگیری
سوره یونس
سوره یونس
فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۲۳﴾
سوره یونس
سوره توبه
سوره توبه
سوره مبارکه انفال
سوره انفال
خدا کافی است
اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمى دهد مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند تغيير دهند و خدا شنواى داناست (۵۳)
سوره انفال
تغییر سرنوشت اقوام رو خداوند به خود اقوام سپرده
استغفار مردم
و بودن عزیزای خدا بین مردم
اگر کسی رو دوس داشته باشن الله تعالی، اینطوری دوس دارن
درس : محبت ، سیره خدا
آیا غیر از خدا تعلق نیست؟
اسارت نیست؟
ضد آزادی نیست؟
حتی خود
سوره انفال
سوره انفال
توحید و اخلاصت رو به من به صورتی کامل
عطا کن
زنجیرهام رو باز کن . نگذارید جز شما به چشمم بیاد
بر محمد و علی و 12 نور بزرگ دیگه ات
و بر همه انبیا و فرستاده هات درود
از همه محافظت بفرما
و نمى توانند آنان را يارى كنند و نه خويشتن را يارى دهند (۱۹۲)
سوره اعراف
مشابه : حدیث بصری
خوب دلیل این همه من من ها چی هست؟ جلوی عبور بندگی و توحید رو گرفتن؟
و در حقيقت بسيارى از جنيان و آدميان را براى دوزخ آفريده ايم [چرا كه] دلهايى دارند كه با آن [حقايق را] دريافت نمى كنند و چشمانى دارند كه با آنها نمى بينند و گوشهايى دارند كه با آنها نمى شنوند آنان همانند چهارپايان بلكه گمراه ترند [آرى] آنها همان غافلماندگانند (۱۷۹)
سوره مبارک اعراف
از امام صادق عليه السلام پرسيدند: چرا خداوند تمام بندگانش را مطيع و موحّد نيافريد؟ حضرت فرمودند: اگر چنين مىشد، ديگر ثواب و عقاب معنا نداشت، زيرا آنان مجبور بودند و اختيارى نداشتند، امّا خداوند انسان را مختار آفريد و علاوه بر عقل و فطرت، با تعاليم پيامبران و كتب آسمانى مسير هدايت او را روشن كرد و او را به اطاعت فرمان داد و از نافرمانى نهى كرد تا فرمانبرداران از عاصيان مشخّص شوند. گرچه تمام اسباب طاعت و عصيان را خداوند آفريده، امّا به چيزى امر يا نهى نكرده مگر آنكه انسان مىتواند ضد آن را نيز انجام دهد و مجبور نيست.
به به به اینجا
پروردگار بزرگ نعمت دهنده های ما
شکر به خاطر سوره حمد قشنگ
شکر
خیلی شکر
فقط کسایی رو نجات دادند که نهی از منکر میکردن
و از اهالى آن شهرى كه كنار دريا بود از ايشان جويا شو آنگاه كه به [حكم] روز شنبه تجاوز میکردند آنگاه كه روز شنبه آنان ماهيهايشان روى آب مى آمدند و روزهاى غير شنبه به سوى آنان نمى آمدند اين گونه ما آنان را به سبب آنكه نافرمانى میکردند مى آزموديم (۱۶۳)
بهترین توضیحات در اینجا
قوم ایله، کنار آب زندگی میکردن
خدا بهشون میگه شنبه ها ماهی نگیرید
بعد دقیقا همون شنبه ها ماهی مورد علاقه شون بیشتر میومد سمتشون ?
بعد اینا اومدن بپیچونن، توجیه کنن و شکل کار رو عوض کنن، شنبه ها ماهی نگرفتن ولی حوضجه زدن تو ساحل که ماهی ها رو گیر بندازن، یکشنبه ها همون ماهی های خوب شنبه رو بگیرن.
الان شکلش عوض شده، حضرت علی (ع) به شدت از توجیه رشوه به هدیه یا ربا به معامله انتقاد میکردن.
زندگی پر از ماهی های شنبه است
سوره اعراف
اغتشاش وجود هستند
سوره اعراف
دقت کنید که میگه اکتب ، مثل روزه که یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (آیه ۱۸۳ سوره بقره)
خداست که داره میده و مینویسه
رخمت قراگرفته اما عذاب در آینده است و دست خودشونه، حتمی نیست .
ایا هدف خلقت
تقرب به الله تعالی
از طریق عبادت
و به وسیله تربیت از جانب ایشون هست ؟
عبادتی که مسر تربیت برای رسیدن به تقرب رو هموارتر میکنه؟
اسارت و سختی هست
یا مالک یا محمود
لا حول و لا قوه الا انت
سوره مبارک اعراف
عهد، عهد ربوبیت خدا در روز الست هست
و امانت ، ولایت الله هست؟
اين شهرهاست كه برخى از خبرهاى آن را بر تو حكايت مى كنيم در حقيقت پيامبرانشان دلايل روشن برايشان آوردند اما آنان به آنچه قبلا تكذيب كرده بودند [باز] ايمان نمى آوردند اين گونه خدا بر دلهاى كافران مهر مى نهد (۱۰۱)
و دلیلش کفر صاحب قلبه
و شاید پیدا نشدن این عهد
سوره اعراف
یا عزیز رحمان غفار نور سبحان محبوب
صمد
غفار
بر محمد صلی الله ، محبوبت و آلش درود
که رحمت شماست
خدای بزرگ ما
نرسون ما رو به چیزی غیر از خودتون
به این لحظه قشنگ ما رو فراموش نکنید
حتی اگر مغضوبتون شدیم ما رو اهدنا الصراط المستقیم خودتون کنید تا برگردیم به
صراط الذین انعمت علیهم
نرسیونید ما رو جز به خودتون
دوستتون دارم
یکی از مهمترین کارها نیست آیا؟
آیا فقط باران هست
یا منظور نور هست؟
نور ظاهر که خودش روشنه ، و به خاطر او است که همه موجودات ظاهر میشوند
که به دل میتابن
سبحان الله نور
یا حکیم
سوره اعراف
با مراقبه دقیق
برای دوری از محرمات اول، بعد مکروهات
لذت عبادت صدها برابر میشه
نمیشه؟
شهادت میدهم که چیشنگر اصلی ، فقط اوست
عامل فقط اوست و همه معمول عمل ایشان
تبارک الله
سبحان الله
به نظرم فقط در مال نیست، میشه بسطش داد که هر کاری دوس داری در حقت بشه در حق دیگران بکن
توحید آزادی است
یکتاپرستی و لااله اله الله و ایاک نعبد و ایاک نستعین
آزادی هست
توحید خدا، نعمتی هست که میوه اش آزادی هست
و از اخلاص میاد
دست خدای مهربون تباک و سبحان درد نکنه که به بنده هاش لطف میکنه اینها رو بهشون میده
فقط خدا رو خواستن ، آزاد شدن هست از هر چیزی غیر خدا
هر چیزی غیر خدا اسارته
حتی خود، چه برسه مال و شهوت و خشم و نفس اماره و …
از همه چیز مهمتر هستن
اولویت اول و آخر
تنها اولویت
به نظرم
امانت ، پذیرش ولایت الله جلال هست
و عهد ، عهد ربوبیت ایشون بر ما
این دنیا
ابتلای اون
این امتحان ها، این مسیر تربیت، این مسیر رشد
تعالیم برزخ
این همه برای چه هست؟
رسیدن به چی؟
اسمای خدا اسما حسنی هستند
الله سبحان تعالی صاحب اسما حسنی هستن
و صاحب وجود
و الله تعالی بزرگتر از اون هستن که وصف بشن و سبحان هستن
من حدس میزنم که اون چیزی که از دست میدیم رسیدن به تمامی اسما یا تقرب به تمامی اسما به اذن ایشون هست
اینه اون چیز بزرگی که از دست میدیم
شیطون دنبال گرفتن اینه
اما بزرگتر از این دوستی و دوست داشته شدن توسط ایشونه
رسیدن به اسما اون چیزی هست که به طمعش امانت رو پذیرفتیم
شما لامپی را در نظر بگیرید که دارای روشنایی مستمر و سیالی است. در هر لحظه انرژی از مبدا وارد این لامپ می شود و روشنش می کند و اگر جریان انرژی قطع بشود روشنایی لامپ ادامه نخواهد داشت. لامپ در اصل خاموش است و این انرژی هایی که لحظه به لحظه به او می رسد او را روشن نگه می دارد و چون فاصله دریافت این انرژی ها از همدیگر کم است ما لامپ را به طور مستمر روشن می بینیم و احساس می کنیم که روشنایی لامپ یک روشنایی ثابت است.
ما هم معدومیم و وجود نداریم، در اصل وجود نداریم. لحظه به لحظه نعمت موجود بودن را از مبدا هستی دریافت می کنیم و این باعث می شود که حیات مان استمرار پیدا کند. به صورتی که اگر برای یک لحظه فیض وجود از ما دریغ شود معدوم خواهیم بود. همانگونه که هستیم.
سوره مبارک اعراف
سوره اعراف
خوشبختانه
وقتی زنده باشی
تعلق
شرک
زنجیر و اسارته
درد داره
بندگی غیر خداست
اسارته
نمیتونه این باشه که
از دست تعلق شکم و غذا بیرون میاییم؟
دلاهما: لغزش و سقوط داد به آنها. يعنى از تصميمشان بازداشت. آن از «تدلية الدلو» است. يعنى فرستاد دلو را به چاه.یک بار با دلو و طناب پوسیده اش اومدیم به چاه، دیگه در چاه نمونیمتوجّه نكردن به فرمانهای الهى مهم است،خارج شدن از بندگی خطره، چه كم باشد چه زياد. «فَلَمَّا ذاقَا» در ارتكاب گناه، كوچك و بزرگ مطرح نيست، مشکل توی ذات نافرمانیه.
شجره ، شجره نافرمانی بوده
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿۱۶۵﴾و اوست كسى كه شما را در زمين جانشين [يكديگر] قرار داد و بعضى از شما را بر برخى ديگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد آرى پروردگار تو زودكيفر است و [هم] او بس آمرزنده مهربان است (۱۶۵)
سوره انعام
نعمت هامون برای ابتلاست
با خواهرزاده وسطیم که شیطون و حرف گوش نکن هست
رفتیم خرید
پدرش گفت فقط یک جنس بخرید
رفتیم اونجا و سه چهارتا چیز برداشت ، بهش گفتم یادت رفته بابات چی گفته؟
چرا جرف گوش نمیکنی؟ یهو دیدم دوباره یه جنس دیگه برداشت
رفت روی قفسه چیپس ها
داشت میفتاد و معازه دار شاکی شد
گفتم دیگه نمیارمت بیرون، حرف گوش نمیکنی
مشخصه که دوباره میخوام ببرمش بیرون
این حسی هست که فکر میکنم خدا در تربیت ما داره
از طریق عبودیت میخواد تربیتمون کنه
که به مقامی برسیم که موقع خلقت بهمون نشون داد و به خاطر دیدنش طمع کردیم و آدمیت رو پذیرفتیم
اینکه چرا او جاهلمون کرد و علم کم داد بحث دیگه است که هنوز جوابشو ندارم اما مطمینم خوبه جوابش
ما با ولایت خدا نورمون انشالله اتمام بشه
مقرب بشیم انشالله
برسیم و نزدیک شیم به الله تعالی سبحان
برسیم به اون چیزی که به خاطر نشون دادنش بهمون امانت قشنگ ولایت خدا رو پذیرفتیم
و باهاش عهد بستیم که رب ما باشن
الله نور السماوات و الارض
دشمن فاحش و آشکار
و آرام حرکت ، یواش یواش می برد جایی که غفلت زیاد شه
از توجه اول شروع میکنه و قدم قدم می بره
منظور مطرح کردن سوال نیست
منظور اینه که کافیه
فکر میکنید نیست؟
مثل بچه ای که وقتی مادرش هست و میره از دیگه کمک میخواد مادر ناراحت میشه ( سبحان الله تعالی )
ایاک نعبد
یعنی
حرف شما رو پیروی میکنم بر همه حرفها
فرمان شما رو تن میدم بر همه فرمان ها
بر فرمان خودم، نقسم، خشمم، شهوتم، شکمم، نفسم ، نفسم، نفسم ، نفسم
میکشم همه نقس ها رو ، مطیع شما
میل شما بر همه میل ها
اموالم، جانم، هر چه مالکیت دارم برای شماست ، و مصارفش رو شما میگید
خودم و اموالم و مایملکم
از روز روشن تره که تمام مسیر بندگی برای آزاد کردن بنده هست
معرفت
آب حیات نیست؟
نفس بت هست اگر پیرویش کنی
شکم
خشم
شهوت
فرج
هر چیزی که بخاطرش حرف خدا رو زمین بندازی
بت هست
هر چیزی که تو رو از خدا غافل کنه دنیاست
آخرت هست، بعد از شروع قیامت
دنیا محدود و ناقص و خوابگونه است
برزخ خواب پریشان
ولی قیامت حیات واقعیه
این دنیا ، مثل ماکت میمونه
یکی از بهترین تجارت ها نیست؟
که از این لحظه تا ابد جاری هست
کریمی الله جای خودش
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ «21»
و هيچ چيز نيست مگر آنكه منابع و گنجينههاى آن نزد ماست و ما جز به مقدار معين فرو نمىفرستيم
سوره حجر
و بعد از مرگ میفهمی
اینایی که بود که البته واقعی هم نبود . اصلی هم نبود و موندنی هم نبود . یک پرتو بود از یه نور اصیل واقعی، ندیده ها ظاهر میشن
اصلی های میان تازه
یه چشمه بود از هزاران هزاران اصلی
و میبازی اگر بندگی نکرده باشی
تمامش
فکر میکردم من هستم که کارها رو انجام میدم
منم که دارم حرف میزنم
منم که دارم راه میرم
منم که دارم میبینم و حرکت میکنم و می شنوم
ولی هیچکدوم من نیستم
فقط من اراده میکنم و خدا برام انجام میدن
ایشون اراده کردن که فعلا خواسته های من انجام بشه
مرا از کسانی قرار ده که صدایشان کردی، پس پاسخت دادند، به آنها توجه فرمودی، پس در برابر بزرگیات مدهوش شدند و با آنان راز پنهان گفتی و آنان آشکارا برای تو کار کردند؛
إِلٰهِى وَاجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ، وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ، فَناجَيْتَهُ سِرّاً وَعَمِلَ لَكَ جَهْراً؛
این مسیر رسیدن به سر الله هست
که شیطان رجیم ازش محروم هست و خدا به بنده هاشون لطف میکنن
حالا مشکل شیطان کجاست؟
ببینید تو مناجات شعبانیه حضرت علی اینطور میگن که :
اول خدا ندا میدن و صدا میکنن، بعد بنده اجابت میکنه ، بعد خدا توجه میکنن به بنده ، بعد بنده جلال خدا رو می بینه و مدهوش میشه، بعد خدای سبحان بلندمرتبه، سرگونه نجوا میکنن، بعد بنده آشکار کار میکنه
خوب حالا فکر کن بنده جاش با خدا عوض بشه، من صدا کنم، شخصی اجابت میکنه، بعد من به اون شخص توجه میکنم، اون شخص جلال من رو می بینه؟ نه . جلالی ندارم .
مشکل اینه که ابلیس خودش رو گذاشت توی این موقعیت
جایی که نیست
این تناقص ساختی وجود داره
جلالی رو میخواد داشته باشه که نداره
و میخواد همه رو از این مسیر ببره
روح پر از سوراخه برای یوسوس فی صدورالناس وسواس الخناس
ایشالله تمام سوراخ های روحمون بسته بشه
انشالله که هر روز هزار هزار از اسرارالله رو نجوا نجوا بشنویم، با گوشی که داده به روحمون
نجوای قشنگ اسرارالله پر کنه گوش روحمون رو، که پر شیم از قشنگی ها
پاکم کنید
و خالصم کنید برای خودتون
تمام رشته های تعلق و شعبه های شرکم رو ببرید
علایق بریده
منو از غیر خودتون ببرید
پاکم کنید
من رو در لا اله الا الله خودتون غرق کنید
من رو از اله های دیگه آزاد کنید
هزار هزار بار رفتم جدام کنید ازشون و بیارید بندگی خودتون
که اله من باشید
ممنونم ازتون
محبوبم، بهم فرصت بدین اونطور که شایسته است بندگی شما رو بکنم و به پدر و مادرم نیکی کنم
ممنونتون هستم
کسی که طعم بی تعلقی رو بچشه
تعلق ، بار خیلی سنگینیه براش
اسارت و بار هست
اسارته
و تا رها نکنی
اسیر بودنت رو درک نمیکنی
سوره انعام
بنده که بندگی میکنه
با بندگی کردنش و بندگیش هست که
داره عملا ولایت رو می پذیره
نه فقط با حرفش
بندگی ولایت رو در آغوش میگیره
وقتی در موضوعی نادون هستم
دانای اون موضوع بر من ولایت دارد
یعنی مثلا وقتی از ماشینم سر در نمیارم
تعمیرش رو می سپرم به کاردانش
به همین دلیل در زندگیم
ولایتم با خداست
فقط با خدا
نه با بنده های ناتوانش که اسامی مختلف میگذارند روی خودشون و همش اسم های اعتباری هست
چون خدا بر من و آینده ام از من داناتر و بر من مهربانتر از خودم هست
صلاحم رو او بهتر از من میدونه
پیروی کردن
مثلا زمانی که حرف شکمت رو پیروی میکنی
میشی عبد شکم
حرف عضو دیگه رو
میشی عبد اون
حرف پولت رو گوش میکنی
مشی عبد پول
وقتی خوشمون میاد که ازمون تعریف میشه
نفسه ، عبادت نفس رو میکنیم
ما دایما در حال عبادت اشیا و افراد و نفس و … هستیم
مگر اینکه شرک ها رو رها کنیم ، خالص فقط عبادت خدا رو بکنیم
و جالب اینه :
عبادت غیر خدا ، اسارته
زمانی که گناه میکنی
خواسته نفست رو به خواسته خدا ترجیح میدی
کم خوردن
بیدار شدن سحر
بر خلاف میل نفس عمل کردن، قوی اش میکنه
جلوی نفس وایستادن، شخصیت رو قوی میکنه
اینکه سحر خودت رو به سختی بندازی و بیدار بشی ، تو رو سوار روزت میکنه
زندگی ات هم که از روزهات تشکیل شده
لا حول و لا قوه الا بالله
هیچ حول و قوه ای به جز خدا نیست
پس وقتی غیر اون نیست
برای کی دارن ریا میکنند؟
یا اصلا برای کی کار میکنند؟
>
فقه الرضا.از عالم(حضرت موسى بن جعفر عليهم السّلام)حديث ميكنم كه فرمود. كسى كه ميخواهد از همه مردم قوىتر و نيرومندتر باشد بايد بر خدا توكل كند.از حقيقت و حدود توكل سؤال شد كه چيست؟فرمود اينكه بجز خدا از هيچ چيز ترس و خوف نداشته باشى
بندگی هست
عمل به اوامر الله
و دوری کردن از نواهی الله
به طاعت آوردن نفس
آیا مسیر لا اله الا الله از محبت میگذره؟
هیچ خواستنی ای بالاتر از او نیست
امر او ترجیح اول
خوشبحال اونی که الله سبحان تجلی کردن براشون
چون بعد از درک تجلی به قلب
و اثر توحیدی
می فهمی که لاحول و لا قوه الا بالله
و بقیه همه تحت توحید، عروسک های نمایش و ماکت هستن
قاهر و یدالله فوق عباده
الله غفور
فرصتم بده توحید شایسته ات رو نثارت کنم که من لازمش دارم نه شما
نوحید جلا داده شده با محبت، یا غفار
آیا اونی که بویی از جشن محبت نبرد
بلده علاقه رو ؟ که بخواد دچار توحید بشه . توحید از محبت نیست؟
وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى ﴿١٢٩﴾
و اگر سنت و روشی از پروردگارت [نسبت به تأخیر افتادن عذاب از آنان] نگذشته بود و نیز مدتی که [برای زندگی آنان] مشخص و معین شده است، قطعاً عذاب خدا بدون تأخیر بر آنان لازم و حتم می شد. (۱۲۹)
سوره طه
خدا کلمات رو كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ کردن؟
و اگر خدا به تو زيانى برساند كسى جز او برطرف كننده آن نيست و اگر خيرى به تو برساند پس او بر هر چيزى تواناست (۱۷)
سوره مبارک انعام
سوره رعد
واضح داره میگه که خداوند سبحان، به انسان آزادی داده . یعنی شروع تغییر و حرکت از سمت ماست، آزادیم و اراده داده
پیامبر(ص) فرموده است:
«وقتی جبرئیل مرا به آسمان عروج داد، بهشت و نعمت های آن و جهنم و عذاب های آن را مشاهده کردم، جبرئیل به من گفت:آن چه را بر درهای بهشت نوشته شده بخوانم.
بر در اوّل نوشته شده بود:لاإله الاّ اللّه، محمّدَُ رسول اللّه، علی ولی اللّه، هر کاری راهی دارد و راه زندگی چهار چیز است:
قناعت و صرفه جویی؛ حق گویی؛ خودداری از کینه ورزیدن و همنشینی با نیکان.
بر در دوم نوشته شده بود:لااله الاّاللّه… هر کاری راهی دارد، و راه خوشحالی در آخرت چهار چیز است:دست نوازش بر یتمیان کشیدن، مهربانی با بی سرپرستان، کوشش برای رفع گرفتاری های اهل ایمان و دلجویی از فقیران و تهی دستان.
بر در سوم نوشته شده بود:لا اللّه الاّ اللّه… هر کاری راهی دارد و راه سلامتی در دنیا چهار چیز است:کم حرف زدن، کم خوابیدن، کم راه رفتن و کم خوردن.
بر در چهارم نوشته شده بود:لا اله الاّ اللّه… هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید میهمان خویش را احترام کند. هر کس به خدا و قیامت ایمان دارد، باید همسایه خود را اکرام نماید، هر کس به خدا و قیامت ایمان دارد، باید پدر و مادر خود را احترام کند، و هر کس به خدا و قیامت عقیده دارد، یا سخن حق بگوید، یا ساکت بماند.
بر در پنجم، بعد از شهادت به یگانگی خدا و نبّوت پیامبر(ص) و امامت علی(ع) نوشته شده بود:هر کس می خواهد به او ظلم نشود، به دیگران ظلم نکند؛ هر کس که می خواهد ناسزا نشنود، ناسزا نگوید؛ هر کس که می خواهدخوار نشود، کسی را ذلیل نکند و هر کس که می خواهد در دنیا و آخرت به ریسمان محکمی چنگ بزند، به وحدانیت خدا و نبّّوت پیغمبر(ص) و امامت علی(ع) اقرار کند.
بر در ششم، بعد از اقرار های سه گانه فوق نوشته شده بود:هر کس که می خواهد قبرش فراخ باشد، مسجد بسازد؛هر کس که می خواهد جانوران زیر زمین بدن او را نخورند، در مسجد ها زیاد بماند؛ هر کس که می خواهد بدن او در قبر تر و تازه بماند، مسجد را جارو کند و هرکس که می خواهد خانه خود را در بهشت ببیند، مسجدها را با فرش بپوشاند.
بر در هفتم نوشته بود:نورانیت و روشنایی قلب در چهار چیز است:عیادت بیمار، تشییع جنازه، تهیه کفن برای دیگران، و قرض دادن به افراد.
بر در هشتم نوشته شده بود:هر کس که می خواهد از این درها وارد بهشت شود، باید دارای چهار خصلت باشد:
سخاوت مندی و بزرگواری، خوش خلقی و اخلاق خوب، صدقه دادن، و خودداری از اذیت و آزار بندگان خدا. (معالم الزلفی،ص 419؛ بحارالانوار، ج 8، ص 144)
و به يقين پيشينيان شما را شناخته ايم و آيندگان [شما را نيز] شناخته ايم (۲۴)
الحجر
پروردگار بزرگ و توانای کافی و قدیر و رزاق و عزیز
سلام بر بنده محبوب شما ،محمد ( ص )
و بر تمام بنده های محبوبت
از ما دور کن مال جرام و ربا رو
مثل دوری طلوغ واقعی خورشید و تاریکی محض
شکر شکر شکر
وجود برزخ از مهربونی خدای سبحان هست
تغییرات یکهویی رخ نمیده
زمان لازم در اون جای گذاری میشه
شما هم خواستید تغییر بدید دوره های برزخی و بینابینی رو فراموش نکنید
ابراهیم
ابراهیم
گرایش قلوب هم کار خداست
توحید شدید
بین الطلوغین لازمه
اما سحر صعود صعوده
نمازی نیست که تو رو به طاعت ببره و واجباتت رو کامل کنه و معاصی رو حذف؟ سیر این نماز سیر عالی نیست؟
لا اله باشیم تا بریم الی الله
این دو تا عزیز رو ببینید :
عُنوان بصری که پیرمردی نود و چهار ساله ای بود می گوید: حدود دو سال با مالک بن انس (پیشوای مذهب مالکی) رفت و آمد داشتم، هنگامی که امام صادق علیه السّلام وارد مدینه شد، خدمت آن حضرت می رسیدم و دوست داشتم از آن حضرت بیاموزم چنانکه از مالک می آموختم. روزی حضرت به من فرمود: من از طرف حکومت تحت نظر می باشم، بعلاوه اینکه در هر ساعت از شب و روز نیز اوراد و اذکاری دارم که باید بگویم، مرا از گفتن ذکر باز مدار، و همان طور که قبلا نزد مالک می رفتی حالا هم برو و مسائلت را از او بپرس؛ من از این سخنان غمگین شدم، و از نزد ایشان رفتم و با خود گفتم: اگر در من خیری می دید مرا از خود نمی راند، و به مالک حواله نمی نمود. بار دیگر وارد مسجد رسول خدا صلّی الله علیه و آله شدم و بر او سلام کردم، سپس از کنار قبر پیامبر وارد حرم شدم و در آنجا دو رکعت نماز خواندم، و گفتم: خدایا! از تو می خواهم که دل جعفر بن محمد را به طرف من متمایل سازی، و از علم او نصیبم گردانی تا با آن به راه راست هدایت شوم.بعد با غم و اندوه به طرف خانه ام رفتم، و چون محبت جعفر در دلم جای گرفته بود دیگر نزد مالک هم نرفتم، از آن به بعد از منزلم خارج نشدم مگر برای خواندن نماز واجب، تا اینکه صبرم تمام شد، و چون دلتنگ شدم کفشم را پوشیدم و رداء بر دوش انداختم و بعد از خواندن نماز عصر به طرف منزل امام حرکت نمودم، چون بدان جا رسیدم اجازه ورود خواستم، خادم ایشان بیرون آمد و گفت: چه می خواهی؟ گفتم: خواستم خدمت آن بزرگوار برسم و سلامی بدهم، گفت: ایشان نماز می خوانند، کنار در توقف نمودم، بعد از مدت کمی خادم بار دیگر آمد و گفت: بر برکت خدا وارد شو، وارد شدم و سلام کردم، ایشان پاسخم را دادند و فرمود: بنشین خدا تو را رحمت کند. نشستم و ایشان بعد از احوال پرسی سرش را بلند کرد و فرمود: کنیه ات چیست؟ گفتم: أبو عبد الله. فرمود: خداوند کنیه ات را مستدام بدارد، و در آنچه رضای اوست موفق بدارد، با خود گفتم: اگر از این ملاقات و عرض سلام هیچ بهره دیگری غیر از این دعا نداشته باشد، برایم خیر بسیاری است.
سپس حضرت اندکی تأمّل نمود، آنگاه سرش را بلند کرد و فرمود: ای أبا عبد الله! چه می خواهی؟ گفتم: از خدا خواسته ام که دلت را بر من متمایل گرداند و از علمت به من نصیب گرداند، و امید دارم که خداوند آنچه را از او در مورد شما خواستم به من بدهد.
در پاسخ، امام علیه السلام توصیه هایی راهگشا به عنوان بصری می کنند که در ادامه خواهد آمد:
-. . . فَقَالَ یا أَبَا عَبْدِ اللهِ لَیسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ إِنَّمَا هُوَ نُورٌ یقَعُ فِی قَلْبِ مَنْ یرِیدُ اللهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی أَنْ یبْدِیهُ فَإِنْ أَرَدْتَ الْعِلْمَ فَاطْلُبْ أَوَّلًا مِنْ نَفْسِک حَقِیقَةَ الْعُبُودِیةِ وَ اطْلُبِ الْعِلْمَ بِاسْتِعْمَالِهِ وَ اسْتَفْهِمِ اللهَ یفَهِّمْک.
حضرت فرمود: ای أباعبدالله! علم و دانش به یادگیری نیست، بلکه نوری است در دل کسی که خدای متعال می خواهد او را هدایت کند، اگر طالب علم هستی ابتدا بندگی حقیقی را در خود به وجود آور، و علم را برای عمل کردن بیاموز، و از خداوند فهم بخواه تا تو را فهیم گرداند.
– قُلْتُ یا شَرِیفُ فَقَالَ قُلْ یا أَبَا عَبْدِ اللهِ؛ قُلْتُ یا أَبَا عَبْدِ اللهِ، مَا حَقِیقَةُ الْعُبُودِیةِ؟ قَالَ ثَلَاثَةُ أَشْیاءَ: أَنْ لَا یرَی الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللهُ إِلَیهِ مِلْکاً لِأَنَّ الْعَبِیدَ لَا یکونُ لَهُمْ مِلْک یرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَّهِ یضَعُونَهُ حَیثُ أَمَرَهُمُ اللهُ تَعَالَی بِهِ؛ وَ لَا یدَبِّرُ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِیراً؛ وَ جُمْلَةُ اشْتِغَالِهِ فِیمَا أَمَرَهُ اللهُ تَعَالَی بِهِ وَ نَهَاهُ عَنْهُ؛ فَإِذَا لَمْ یرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللهُ تَعَالَی مِلْکاً هَانَ عَلَیهِ الْإِنْفَاقُ فِیمَا أَمَرَهُ اللهُ تَعَالَی أَنْ ینْفِقَ فِیهِ وَ إِذَا فَوَّضَ الْعَبْدُ تَدْبِیرَ نَفْسِهِ عَلَی مُدَبِّرِهِ هَانَ عَلَیهِ مَصَائِبُ الدُّنْیا وَ إِذَا اشْتَغَلَ الْعَبْدُ بِمَا أَمَرَهُ اللهُ تَعَالَی وَ نَهَاهُ لَا یتَفَرَّغُ مِنْهُمَا إِلَی الْمِرَاءِ وَ الْمُبَاهَاةِ مَعَ النَّاسِ فَإِذَا أَکرَمَ اللهُ الْعَبْدَ بِهَذِهِ الثَّلَاثِ هَانَ عَلَیهِ الدُّنْیا وَ إِبْلِیسُ وَ الْخَلْقُ وَ لَا یطْلُبُ الدُّنْیا تَکاثُراً وَ تَفَاخُراً وَ لَا یطْلُبُ عِنْدَ النَّاسِ عِزّاً وَ عُلُوّاً وَ لَا یدَعُ أَیامَهُ بَاطِلًا فَهَذَا أَوَّلُ دَرَجَةِ الْمُتَّقِینَ؛ قَالَ اللهُ تَعَالَی: «تِلْک الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ».
گفتم: ای شریف! فرمود:بگو: یا أباعبدالله، گفتم: یا اباعبدالله! حقیقت بندگی چیست؟ فرمود: به سه چیز است: اول اینکه بنده آنچه را خدا به او بخشیده ملک خود نداند، زیرا بندگان مالک نیستند، بلکه مال را از آن خدا می بینند، و هر کجا خدا فرمان داد مصرفش می کنند. دوم اینکه: بنده تدبیر امور خودش را نمی نماید، سوم اینکه: تمام وقت خود را صرف انجام اوامر خدا و ترک نواهی او کند؛
بنا براین، هر گاه بنده چیزی را که خدا به او بخشیده ملک خود نداند، انفاقش در راه خدا بر وی آسان گردد، و هر گاه تدبیر امورش را به دست مدبّر واقعی سپرد، سختیهای دنیا برایش آسان شود، و هر گاه بنده به امر و نهی خدا گردن نهاد، هیچ گاه با مردم جدال نمی کند، و به آنان فخر نمی فروشد. هر گاه خداوند به بنده این سه خصلت را عطا فرمود، دنیا و شیطان و مردم در نظرش خوار می شود، و به خاطر مال جمع کردن و فخر فروشی به دنبال دنیا نمی رود، و از مردم عزّت و مقام نمی طلبد، و اوقاتش را هدر نمی دهد، این اوّلین درجه پرهیزگاران است، خداوند متعال می فرماید: (جهان آخرت را برای کسانی مهیا نمودیم که در روی زمین دنبال مقام پرستی نرفته و مرتکب فساد نشده باشند و پایان نیک برای پرهیزگاران است).
– قُلْتُ یا أَبَا عَبْدِ اللهِ أَوْصِنِی. فَقَالَ أُوصِیک بِتِسْعَةِ أَشْیاءَ، فَإِنَّهَا وَصِیتِی لِمُرِیدِی الطَّرِیقِ إِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اللهَ أَسْأَلُ أَنْ یوَفِّقَک لِاسْتِعْمَالِهِ؛ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا فِی رِیاضَةِ النَّفْسِ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا فِی الْحِلْمِ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا فِی الْعِلْمِ. فَاحْفَظْهَا وَ إِیاک وَ التَّهَاوُنَ بِهَا قَالَ عُنْوَانُ فَفَرَّغْتُ قَلْبِی لَهُ. فَقَالَ أَمَّا اللَّوَاتِی فِی الرِّیاضَةِ: فَإِیاک أَنْ تَأْکلَ مَا لَا تَشْتَهِیهِ فَإِنَّهُ یورِثُ الْحِمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ وَ لَا تَأْکلْ إِلَّا عِنْدَ الْجُوعِ وَ إِذَا أَکلْتَ فَکلْ حَلَالًا وَ سَمِّ اللهَ وَ اذْکرْ حَدِیثَ الرَّسُولِ: «مَا مَلَأَ آدَمِی وِعَاءً شَرّاً مِنْ بَطْنِهِ فَإِنْ کانَ لَا بُدَّ فَثُلُثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلُثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلُثٌ لِنَفَسِهِ»؛ وَ أَمَّا اللَّوَاتِی فِی الْحِلْمِ: فَمَنْ قَالَ لَک إِنْ قُلْتَ وَاحِدَةً سَمِعْتَ عَشْراً- فَقُلْ إِنْ قُلْتَ عَشْراً لَمْ تَسْمَعْ وَاحِدَةً وَ مَنْ شَتَمَک فَقُلْ إِنْ کنْتَ صَادِقاً فِیمَا تَقُولُ- فَاللَّهَ أَسْأَلُ أَنْ یغْفِرَهَا لِی وَ إِنْ کنْتَ کاذِباً فِیمَا تَقُولُ فَاللهَ أَسْأَلُ أَنْ یغْفِرَهَا لَک وَ مَنْ وَعَدَک بِالْجَفَاءِ فَعِدْهُ بِالنَّصِیحَةِ وَ الدُّعَاءِ؛
وَ أَمَّا اللَّوَاتِی فِی الْعِلْمِ: فَاسْأَلِ الْعُلَمَاءَ مَا جَهِلْتَ وَ إِیاک أَنْ تَسْأَلَهُمْ تَعَنُّتاً وَ تَجْرِبَةً وَ إِیاک أَنْ تَعْمَلَ بِرَأْیک شَیئاً وَ خُذْ بِالاحْتِیاطِ فِی جَمِیعِ مَا تَجِدُ إِلَیهِ سَبِیلًا وَ اهْرُبْ مِنَ الْفُتْیا هَرَبَک مِنَ الْأَسَدِ وَ لَا تَجْعَلْ رَقَبَتَک لِلنَّاسِ جِسْراً.
گفتم: یا ابا عبد اللَّه! مرا نصیحتی فرما، فرمود: تو را به نه چیز سفارش می کنم، و این نه چیز سفارش من است به کسانی که پویندگان راه به سوی خدا هستند، و از خداوند می خواهم که تو را در عمل به آنها توفیق عنایت فرماید. سه تای آنها در تربیت نفس است، و سه تای آنها در بردباری، و سه تای آنها در علم، آنها را به خاطر بسپار، و در مورد آنها سهل انگاری مکن، عنوان گوید: دلم را برای شنیدن آماده ساختم.
اما سه وصیتی که به تربیت نفس مربوط می شود:
اول اینکه آنچه را اشتها نداری نخور، زیرا موجب حماقت و نادانی می شود، دوّم اینکه تا گرسنه نشدی غذا نخور، و سوم اینکه هر گاه خواستی غذا بخوری غذایت حلال باشد و بسم اللَّه بگو، و به یاد آور سخن رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) را که فرمود: آدمی ظرفی را بدتر از شکمش پر نکند، در این صورت اگر ناچار شد، یک سوم آن را برای غذایش، و یک سومش را برای نوشیدنی، و یک سوم دیگر را برای نفس کشیدن بگذارد.
اما آن سه خصلت که در بردباری است:
اول اینکه، اگر کسی به تو گفت: اگر یکی بگویی ده تا می شنوی، بگو: اگر ده تا هم بگویی یکی نمی شنوی، دوم اینکه، اگر کسی دشنامت داد بگو: اگر تو راست می گویی از خدا می خواهم که مرا ببخشد، و اگر دروغ می گویی از خدا می خواهم که تو را ببخشد، سوم اینکه: اگر کسی تو را تهدید به ستم نمود، تو او را اندرز ده و برایش دعا کن.
و اما آن سه خصلت که درباره علم است:
اول اینکه، آنچه را نمی دانی از علما بپرس، و هرگز برای اذیت کردن و آزمایش نمودن آنها سؤال نکن، و دوم اینکه از عمل کردن به رأی خود بر حذر باش، و در هر چه احتیاط را مناسب می بینی احتیاط کن، و سوم اینکه از فتوی دادن بگریز همان گونه که از دست شیر می گریزی، و گردن خود را پل برای مردم قرار مده (با فتوای نامناسب دادن، گناه مردم را به دوش نکش).
آیا نفس
زاییده طبیعت و کثرت هست
و دوری از وحدت ؟
مقاومت در برابر جریان
میشه حرارت و عقاب و جهنم
حس میکنم ( ممکنه اشتباه کنم )
در عالم
جریان توحید
و جریان شدید لااله الا الله
جاری هست
یا اینجا ازش عبور میکنی ، یا با درد عبور میکنی ( اگر قرار باشه عبور کنی )
یا عبور صورت نمیگره و ….
آدمهایی هستن که در برزخ ، هنوز درگیر تعلقات دنیاشون هستن
چند ساله مرده ، هنوز فکر میکنه هر روز باید بره سر کار
یا هنوز از خانوادش کنده نشده
درگیر تعلقاتشه، لا اله الا الله ، ایاک نعبد اتفاق نیفتاده
ملکوت و برزخ رو اگر کمی دقت کنید همین الان هم میشه متوجه شد
مثلا این قسمت نهج البلاغه رو ببینید :
چهار پایان تمام همشان شکمهایشان است و درندگان همشان در دشمنی با دیگران است . (از خطبه ۱۵۳)
به همین دلیله بعضی ها چهارپا میشن و بعضی ها سگ و گرگ
توجه کنید که ملکوت و برزخ همین الان هستند
اى كسانى كه ايمان آورده ايد آيا شما را بر تجارتى راه نمايم كه شما را از عذابى دردناك مى رهاند (۱۰)
به خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنيد اين [گذشت و فداكارى] اگر بدانيد براى شما بهتر است (۱۱)
تا گناهانتان را بر شما ببخشايد و شما را در باغهايى كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است و [در] سراهايى خوش در بهشتهاى هميشگى درآورد اين [خود] كاميابى بزرگ است (۱۲)
صف
نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزى را بگوييد و انجام ندهيد (۳)
صف
بزودى راه آسانى پيش پاى او خواهيم گذاشت (۷)
سوره مبارکه لیل
اينانند خجستگان (۱۸)
بلد
و مال را دوست داريد دوست داشتنى بسيار (۲۰)
سوره فجر
اون لحظاتی که در بندگی خدا نگذره
بر باد رفته
دزدیده شده دقیقا
كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ ﴿۴﴾
بر [شيطان] مقرر شده است كه هر كس او را به دوستى گيرد قطعا او وى را گمراه مى سازد و به عذاب آتشش مى كشاند (۴)
الحج
غم های بدن از اونجا میاد که فکر میکنیم بدن ماییم
بدن نیستیم ، بدن وصله بهمون
نیستیم بدن و جسد
زمانی که از نفس پیروی میکنی
یعنی نفس رو داری می پرستی
یعنی حرف نفست رو برتری میدی به حرف الله لا اله الا هو
و اینطوره که شرک پیش میاد ، به همین روشنی و سادگی
فهمیدم که اونهایی که دوس داشتم تجلیات الله سبحانه تعالی بودن، من تجلیات الله رو دوست داشتم نه اونها رو، اونها وجود نداشتند که دوستشون داشته باشم . اونها عباد الله بودن همه
زمانی که خشم میکنی
چند لجظه خدا رو فراموش میکنی
نفس میاد جای یاد خدا
جای بندگی خدا بندگی نفس میکنی
برای همینه شرکه
طمع هم همین هست ، شهوت هم همین هست، ریا هم همین هست ، ستایش از خود هم همین هست
انگار همه چیز
تجلی محدود اسماء حسنی سبحانه تعالی است
تمام مالم فقط متعلق به شماست
اگر داشته باشم و بهم بدین
تمام بدنم متعلق به شماست
اگر مالکیتی داشته باشم بر اون و شما بهم داده باشین
تمام عمرم متعقل به شماست
تمام لحظه هاش
هر مالکیتی بر هر چیز دارم متعلق به شماست
اگر بهم داده باشین
و ممنونم ، خیلی ممنونم از شما که حضور دارید
تماما و تنها شما ، همونطور که فرمودید ایاک تعبد
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
دارم به این فکر میکنم که شاید پرستیدن
همون توجه و خواستن هست
اون ترجیح اول
توجه اول
اولویت اول
شاید اشتباه کنم ولی گویا این هست
آیا وجود نفس نیست؟
نفسی که شاید وجود نداره
و فکر میکنیم وجود داره
و این اشتباه باعث غم میشه
ما وجود نداریم که فکر میکنیم هستیم. جز اینه ؟
بیشتره
عالم
تجلی اسمای الله سبحانه تعالی است
از نمونه ها بگذر
برس به ذات
که اینهایی که می بینی، همه این جلالها،جمالها، نمونه های ظهور یافته ذاتن
چشمهایی رو دوست داشت، وقتی اون چشمها رو جای دیگه در خلقت دیگه ای دید
دید اسم جمالش دو بار تکرار شده ، لا اله الا هو
شکر شکر شکر
به نظرم میرسه
طاعت محض و ترک معصیت و ترک عدم طاعت محض
روح بندگی و روح نماز هست
پس شيطان او را وسوسه كرد گفت اى آدم آيا تو را به درخت جاودانگى و ملكى كه زايل نمى شود راه نمايم (۱۲۰)
همین الان آیه 120 هر لحظه داره رخ میده
هر كس از [پيروى] آن روى برتابد روز قيامت بار گناهى بر دوش مى گيرد (۱۰۰)
سوره طه
فرمود مترسيد من همراه شمايم مى شنوم و مى بينم (۴۶)
سوره طه
كه او را در صندوقچه اى بگذار سپس در دريايش افكن تا دريا [=رود نيل] او را به كرانه اندازد [و] دشمن من و دشمن وى او را برگيرد و مهرى از خودم بر تو افكندم تا زير نظر من پرورش يابى (۳۹)
سوره طه
فرعون ادعاهایی میکنه، خدا هم حضرت موسی(ص) رو که قراره فرعون رو نابود کنه میفرسته پیش فرعون تا خود فرعون بزرگش کنه ، مکر ظریفیه
دوستی دارم که دلش صافه
خورده شیشه نداره
دریغ نداره
روی حرفش میشه حساب کرد
این دوستم صدیق هست برای من
حضرت ابراهیم، ادریس، مومن آل فرعون و حضرت مریم صدیق هستند
حضرت علی(ع) عزیز هم که جدان و نور اصلی
خواهرزادم به طرز فجیعی ماینکرفت رو دوست داره
جوری که وقتی میری پیشش ، شاید بدنت باهات باشه
اما روحش توی ماینکرفت هست
اون متوجه نیست که اون ماینکرفتی که اینقدر جذبشه واقعی نیست
لعب هست
حیات بالاتر اینیه که داره از دستش میده
دوتا خواهرزاده دارم
یکی بچه تر از اون یکی هست
جفتشون هم خوب به تبغ بچه بودن نیاز دارن کارهاشون رو بزرگتر ها انجام بدن
کوچکتره همیشه کارهاشو از من میخواد
این دفعه یه کار خاصی داشت که همیشه از من میخواست
به جای اینکه از من بخواد از اونیکی خواهرزاده ام خواست
من بهش گفتم بده من انجام بدم برات ولی نداد
اون یکی خواهرزادمم نتونست انجام بده اما من ناراحت شدم از اینکه نیازش رو پیش او برد
و از کسی غیر من خواست
و این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازی نیست و بی تردید سرای آخرت، همان زندگی است؛ اگر اینان معرفت و دانش داشتند [دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت برنمی گزیدند.] (۶۴)
سوره عنکبوت
در باره كسانى كه پيشتر بوده اند [همين] سنت خدا [جارى بوده] است و در سنت خدا هرگز تغييرى نخواهى يافت (۶۲)
سوره احزاب
آیا شرک در پرستش خدا هست؟
واسه همینه که یکتاپرستی و خلوص، درمان بزرگ مریضیهای قلبه؟
و هنگامى كه منافقان و كسانى كه در دلهايشان بيمارى است مى گفتند خدا و فرستاده اش جز فريب به ما وعده اى ندادند (۱۲)
سوره احزاب
اين آيه و شانزده آيه پس از آن، به جنگ احزاب مربوط است كه در سال پنجم هجرى واقع شد. در اين جنگ كه يهوديان و مشركان و منافقان قصد كودتا و تصرّف مدينه را داشتند، مسلمانان با پيشنهاد سلمان فارسى و موافقت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اطراف مدينه را خندق كندند و در برابر دشمن استقامت كردند. در حفر خندق نيز، اوّلين كلنگ را خود رسول اللّه به زمين زد و هر بار كه بر اثر اصابت كلنگ به سنگ برقى مىجهيد، پيامبر پيروزى اسلام بر منطقهاى از جهان را بشارت مىداد.
حذیفه گوید: در شب جنگ خندق (احزاب) در حالتى که ابوسفیان در یک طرف و بنى قریظه در طرف دیگر ما به صف آرائى مشغول بودند، خوف و ترس عجیبى ما را در آن شب که باد سختى به طرف ما مى وزید و در تاریکى و ظلمانى زیادى فرو رفته بودیم، فراگرفت و منافقین هم به بهانه هاى گوناگون از زیر بار این جنگ شانه خالى میکردند و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله مى آمدند و مى گفتند: یا رسول الله به ما اجازه بده که برویم زیرا خانه هاى ما داراى حفاظ و در و دیوار نیست و البته دروغ مى گفتند و منظور آنها بهانه اى بیش نبود.
تا راستان را از صدقشان باز پرسد و براى كافران عذابى دردناك آماده كرده است (۸)
سوره احزاب
آیا روح نماز ، طاعت و بندگی هست؟ که میشه انجام واجبات و ترک محرمات و پیروی از اوامر الله سبحانه تعالی و بندگی خالصانه
متخلق بودن به اسماء حسنی ، همگی اونها ، فاصله بین انسان و تقرب خداست
آیا همونطور که وقتی خسته ای خواب مزه میده
گرسنه ای غذا
و تشنه ای آب
همونطور هم جهل و …. هستن
تا حرکتمون به سمت اسمای حسنی معنی داشته باشه؟
حضرت على عليه السلام مىفرمايد: «اذا اشتغل اهل الجنة بالجنة اشتغل اهلاللّه باللّه» آنگاه كه اهل بهشت از نعمتهاى بهشت بهره مىبرند، اهل اللّه به خدا مشغولند.
سوره مریم
بعد از اینکه گفته میشه حضرت عیسی و حضرت یحیی به پدر و مادرشون خیلی خوش رفتار بودن و زورگو و نافرمان نبودند
حضرت ابراهیم به پدرشون میگن پدر بیا بت ها که برات کاری نمیکنن رو رها کن ، پدرش میگه از من دور شو که سنگسارت میکنم .
در چواب اول که حس درود میده به پدرس و مهربون هست ، بعد استغفار میکنه براش، این یعنی قبلش بخشیده کاملا حرف هاش رو و ازش گذشته ، و مرتب از رحمان بودن خدا صحبت میکنن در حرفهاشون و در انتها هم میگن حفیا یعنی خدا به من خیلی لطف داشتن و برای شما از ایشون استغعفار میکنم
[فرشته] گفت [فرمان] چنين است پروردگار تو گفته كه اين [كار] بر من آسان است و تو را در حالى كه چيزى نبودى قبلا آفريده ام (۹)
سوره مریم
هو علیک هین
الکهف
برای لااله الا الله خلق شده؟
به لحظه های کم یا نبود بندگیم
به همین لحظه های قشنگی که از دور من نادون و کم عقل
قشنگی ها و نورتون رو دیدم
و اجازه دادین و خواستین ببینم
قسم
فراموشم نکنید حتی اگر فراموشتون کردم
رهام نکنید حتی اگر رهاتون کردم
دستم رو بگیرید و رهام نکنید
اجازه ندین به جز شما بندگی غیر شما رو بکنم
نزارید برم در ولایت شیطان
اجازه ندین، دشمن خونی منه، ضعیف و سست و نادونم
من رو به خودم نسپرید ، قهار جبار
نیازتون دارم کریم من
نادون و ناسپاس ترین شمام
هیچوقت نزارید فراموشتون کنم
و دعای من رو قبول کنید بزرگوار
یا بهترش رو که میدونید
شکر
پس چرا هنگامي كه جان به گلوگاه ميرسد (توانائي بازگرداندن آن را نداريد)؟! (۸۳)
سوره واقعه
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!
۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (سوره مباركه آل عمران آیه ۱۷۱) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جسند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.
۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین*» (سوره مباركه انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)
۳- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره مباركه غافر آیه ۴۴) … پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵)
۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله» (سوره مباركه كهف آيه 39) پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»
بحارالانوار، ج 90، 184 – 185
نماز اول وقت نوری هست که
اولش از خودش شروع میشه
و به تدریج تمام زندگی رو میگیره
بندگی ( آزادی ) ، توحید ( آزادی ) ، اخلاص ( آزادی )
روششون رو می بینید. به به به این خدای مهربون
ایاک نعبد
سوره فرقان
معنی خذول : آن کس که آدمي احتمال ميدهد او را ياري کند در هنگام احتياج ياري نکند.
رو زمین بارها شهرها خراب شده و نو شدن
دقت عروس هزار داماد بی وفا رو
پروردگار بزرگ من
نمیدونید چقدر ازتون ممنونم که آزادم کردین
اگر حتی خودم به اسارت میل داشتم اجازه اسارت بهم ندین
و به همین آزادی و بیشتر ببریدم
و دعام رو قبول کنید
دوستتون دارم
خیلی دوستتون دارم
بندگی خالص شما، آزادیه
ایاک نعبد
شرک هستند
و در لحظه مرگ
میگیرنت تا مرگ رو برات سخت کنن
توچه دیگران رو خواستن حتی
همه و تک تک خواستن های غیر خدات
شیطون با همونا میاد سراغت لحظه احتضارت
حتی من، من وجود نداره، من یک کفر هست
خدای جبار و قدیر من
نزار لحظه های زندگیم نورش کمتر از این بشه
و از این به بعدم رو بیشتر از این کن
اتمم لنا نورنا انک علی کل شی قدیر
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجه الشریف
وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ﴿۴۵﴾
و
امام صادق علیه السلام
علم، نوری است که خداوند به قلب هر کس که بخواهد می افکند.
و هر چه پاک تر و کم گناه تر و حق بر گردن کمتر ، الله سبحان راضی تر
بنده مقرب تر یا بهتر که الله نزدیک تر
الله نزدیک تر نور و علم بیشتر
همین علم خاص هست که وقتی تقرب الله هست می بینیم و واضحه
وقتی از سبحانه تعالی دور میشیم نیست و نمی بینیم
باید از گناه پاک بود تا تمیز بود
و نباید حقی بر گردن داشت تا گیر نبود
زمانی که خدا رو اونطور که هست می بینی، میفهمی که چه اشتباه بزرگی هست حتی توجه به غیر خدا، حتی توجه
عبادت
مرکب قشنگ سفر قشنگ عبد به خداست
خدا از طریق عبادت
میخواد ما رو برسونه به خودش
تقرب خیلی چیز بزرگتریه اگر درک کنن
نمیدونید چه عظمتیه
اونی که داریم به سمتش میریم
تقرب یعنی هر روز داریم به خودش نزدیک تر میشیم
فقط اسمش عبادته
و گرنه مسیر رسیدن به خودشه به خودش قسم
اسماء حسنی اولشه
نور کامله
وقتی قیامت بشه و چشم ها ببینن می فهمن چی رو از دست دادن
اون طوری هست که خدا ما رو می بینه، برای همینه متکبر مورچه میشه.
آیا حیوانات هم یکی از فلسفه های وجودیشون و این عادات خاصشون، برای اینه که صورتهای برزخی ، منتسب بشن بهشون؟
همچین سپاهی جالبه، یفعلون ما یامرون
سوره طلاق