وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿۴۵﴾
و نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت پروردگارا پسرم از كسان من است و قطعا وعده تو راست است و تو بهترين داورانى (۴۵)

 

قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿۴۶﴾
فرمود اى نوح او در حقيقت از كسان تو نيست او [داراى] كردارى ناشايسته است پس چيزى را كه بدان علم ندارى از من مخواه من به تو اندرز مى‏ دهم كه مبادا از نادانان باشى (۴۶)

سوره هود

وقتی پسر حضرت نوح در حال غرق شدن هست حضرت نوح از خدا در مورد پسرش درخواستی غیر مستقیم داره و میگه که او اهل من هست ، خداوند سبحانه تعالی اول میگن که او حقیقتا از اهل تو نیست . بعد میفرمایند که چيزى را كه بدان علم ندارى از من مخواه و در نهایت هم میگن که من به تو اندرز مى‏ دهم كه مبادا از نادانان باشى. سه مرحله روشن کردن اشتباه ( پسر جزو اهل نوح نیست ) ، روشن کردن وضعیت کلی مخاطب ( سوال بدون علم ) و محبت کردن ( خواستن اینکه از نادان ها نباشه ).

حداقل به نظر من نادون اینطوره

دیدگاهتان را بنویسید