مطلب از اینجا 

منظور از نفس:نفس آدمى داراى شؤون و مراتبى است؛1- نفس اماره،2-نفس لوامه،3-نفس مطمئنه.البته اینگونه نیست که انسان دارای سه نفس باشد و یا اینکه نفس انسان دارای سه بخش باشد و یا حتی اینکه نفس انسان دارای سه قوه مطمئنه، لوامه و اماره باشد، بلکه این عناوین مربوط به مراتب نفس انسان هستند. یعنی انسان یک نفس بیشتر ندارد و این نفس انسان گاهی اماره است، وآن پایین ترین مرتبه آن و مرحله اى است که انسان از درون میل به کج روى و افراط و تفریط در امور زندگى و گرایش به بدى و شرور دارد و از خیر و حالت تعادل در انتخاب و گرایش منحرف مى شود.
گاهی همان نفس، – که مربوط به نفوسِ در حال کمال و خودساخته است – نفس لوامه مى باشد. نفس آدمى در این مرحله، بیشتر میل به خیر و نیکى و اعتدال دارد و چنانچه انسان احیانا دچار انحراف، بدى و افراط و تفریط شود، از درون او را ملامت و سرزنش مى کند تا دوباره او را به طرف اعتدال و خیر وادار نماید.
و گاهی به درجه ای می رسد که به آن نفس مطمئنه می گویند، انسان با رسیدن به نفس مطمئنه، کمال و سعادت و آرامش حقیقى زندگى خود را پیدا مى کند و صاحب نفس راضیه و مرضیه مى شود؛ یعنى، هم او از خدا راضى مى گردد و هم حق تعالى از او رضایت دارد.
شهید مطهری می فرمایند: « این جور نیست که انسان چند (خود) جدا داشته باشد، یک کار را نفس امّاره مى کند، یک کار دیگر را نفس لوّامه و یک کار دیگر را نفس مطمئنّه. نه، نفس انسان گاهى در یک حدّ پایین است؛ در آن حدّ پایین که کار مى کند، آنجا که تحت فرمان عقل نیست، اسمش مى شود «نفس امّاره». همین نفس در یک درجه بالاتر چشمهایش را باز مى کند و هشیارتر مى گردد، مى شود «نفس لوّامه» که خودش، خودش را ملامت مى کند. اگر دو تا بود که دیگر ملامت (خود) معنى نداشت. خودش کار بدى کرده، بعد خودش خودش را محاکمه مى کند ، در آن واحد خودش مى شود قاضى، خودش مى شود مدّعى، خودش مى شود مدّعى علیه، و علیه خودش حکم صادر مى کند.» ( مجموعه آثاراستادشهیدمطهرى ج 3 ص 595 و 596 )
با توجه به مطالب گذشته، روشن مى شود که وقتى در کتاب هاى اخلاقى سخن از مبارزه با نفس مطرح مى شود، مراد مبارزه با حالت نقص و ضعف نفس در مقابل غرایز و افراط و تفریط در شهوات است (نه با خود نفس و کمالات آن). اما اصطلاحی که بین عموم مردم رایج است، نفس به معنای، نفس اماره است و غیر از اصطلاحی است که در کتابهای علمی متداول است.و آن را دارای سه مرتبه قرار می دهند.
تهذیب نفس :
تهذیب نفس عبارت است از؛ آراستن نفس به نیکى ها و پیراستن آن از بدى ها و آلودگى ها.
قرآن‌ مجید هدف‌ پیامبران‌ را تزکیه‌ و پرورش‌ نفوس‌ ذکر کرده‌ است‌.
برای تزکیه نفس ودوری از گناه، کارهای زیرلازم است :
1. تفکر و اندیشه :
یکی از موانع مهم تهذیب نفس و یکی از علل انجام گناه غفلت و بی‌خبری است . امام‌ خمینی‌ می‌گوید: اوّل‌ شرط‌ مجاهده‌ با نفس‌ و حرکت‌ به‌ جانب‌ حق‌ تعالی‌، تفکر است‌ .
اگر ما در شبانه روز سرگرم زندگی دنیا باشیم ، و یاد خدا و مرگ را فراموش کنیم . و اگر ساعتی در کارهای خود و عواقب آن اندیشه نداشته باشیم ، به احتمال زیاد گرفتار گناه و معصیت می‌شویم .
و اگر به دستورات الهی توجه داشته باشیم،شرایط سخت پس از مرگ و عالم برزخ و حساب و کتاب قیامت را همواره در نظر داشته باشیم . مسلماً خود را آلوده به گناه و معصیت نخواهیم کرد . ونفس ما شروع به رشد و بالندگی خواهد کرد.
حضرت علی علیه السلام فرمود: هر کس که قلبش را با تداوم فکر، آباد سازد افعالش در باطن و ظاهر خوب خواهد شد.(غررالحکم ، ص 690)
2. ترس از خداوند:
برترین افسار و لگامی که نفس بدان پیش رانده میشود ، ترس از خداوند عزوجل است :
« وَ أمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهیَ النَّفْسَ عَنِ الْهَوَی* فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأَوَی — و اما آن کسی که از جاه و مقام پروردگار خود ترسیده باشد، و نفس را از هوی و هوس باز داشته باشد، قطعا بهشت جایگاه (او) است».(نازعات:40)
ابزارها و وسایل فراهم سازی ترس از خداوند بسیارند ، که در رأس آنها بسیار به یاد مرگ بودن است .
3. توجه به کرامت ذات و تقویت ارزش‌های انسانی :
اگر انسان توجه کند که ، موجود گرانبهایی است . و از علم و کمال و جمال الهی برخوردار است . و مقامی بس بلند و رفیع دارد. اخلاق رذیله و ارتکاب گناه را دون شأن خویش می‌داند . و طبعاً از آنها بیزار خواهد بود. ودر این راه پایدار خواهد بود .
وقتی فهمید روح انسان ، موجودیت حقیقی انسان الهی است . و از عالم بالا آمده ، شهوت‌ها و خواسته‌های حیوانی در نظرش بی‌ارزش و تمایل به فضایل اخلاقی در وجودش احیاء خواهد شد .
علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند : هر کس که نفس خودش را گرامی بدارد ، شهوت‌ها برایش کوچک و بی‌ارزش خواهد بود . (نهج البلاغه ،قصار، ص 449)
4. ترک معاشرت با بدان :
انسان موجودی است ، اثر پذیر و مقلد . بسیاری از صفات و آداب و رفتارش را از انسان های دیگری که با آنها در ارتباط است ، فرا می‌گیرد. مخصوصاً دوستان نزدیک تأثیر شگرفی بر نفس و رفتار انسان می‌گذارند . بنابراین تا جای که امکان دارد با افرادی که نفسهای خود را آلوده کرده اند ، کمتر معاشرت کند .
حضرت علی علیه السلام فرمود: « از دوستی با افراد فاسق جداً اجتناب کنید زیرا شرّ به شرّ ملحق خواهد شد» (غرر الحکم ،ص 147)
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند : «از همنشینی با دوست بد جداً اجتناب کن که همنشینِ خود را به هلاکت می‌رساند، و به آبرویش لطمه می‌زند». (غررالحکم ،ص 142)
5. مشارطه ‌:
در اوّل‌ روز انسان‌ با خود شرط‌ کند که‌ امروز بر خلاف‌ امر الهی‌ رفتار نکند.
6. مراقبه‌:
انسان‌ در طول‌ روز مراقب‌ اعمال‌ خود باشد. این‌ مرحله‌ از مهمترین عوامل رشد وتربیت نفس و دوری از گناه به‌ شمار می‌رود. قرآن‌ مجید بر این‌ نکته‌ تأکید دارد که‌ خداوند بر احوال‌ و اعمال‌ شما نظارت‌ دارد:«إنّ اللّه‌ کان‌ علیکم‌ رقیباً — خداوند بر شما مراقبت‌ دارد.» (نساء:1)
کسی‌ که‌ از آیه‌ فوق‌ درس‌ گرفته‌ باشد ، همواره‌ خدا را ناظر بر کارهای‌ خود می‌داند و از غفلت‌ و گناه‌ اجتناب‌ می‌وزرد. واین امر سبب رشد وبالندگی نفس می گردد. ودر این مسیر صبر خواهد ورزید .
7. محاسبه‌:
برای‌ تزکیه‌ نفس‌ لازم‌ است‌ ، از اعمال‌ روزانه‌ حساب‌ رسی‌ به‌ عمل‌ آید. امام‌ علی‌ ـ علیه السّلام ـ می فرماید:«هر کس‌ نفس‌ خود را به‌ حساب‌ بکشد ، بر عیوبش‌ واقف‌ می‌گردد و به‌ گناهانش‌ پی‌ می‌برد، پس‌ از گناهانش‌ توبه‌ می‌کند و عیوبش‌ را اصلاح‌ می‌نماید ». (مستدرک الوسائل ،ج 12 ص ، 154)
واگر این محاسبه و اعمالی که را که انجام داده است ، را در جای ثبت کند. وهر شب به آن رسیدگی کند ، خواهد فهمید بعد از چند روزی که چه گناهی را بیشتر مرتکب شده است .
و نقطه قوت و ضعف نفس خویش را بهتر می داند . و برای رفع آن موفق تر می تواند عمل کند . واین نکته در رشد نفس بسیار موثر است. و یک خود آگاهی روشنی فرد نسبت به خود پیدا می کند .
8. مؤاخذه‌ و مجازات‌ :
پس‌ از محاسبه‌ لازم‌ است‌ نفس‌ به‌ خاطر عمل‌ زشتی‌ که‌ انجام‌ داده‌ ، تنبیه‌ و مجازات‌ شود تا ، از تکرار آن‌ جلوگیری‌ گردد.
در آغاز، نفس خودمان را مورد خطاب و تهدید قرار دهیم که : من تصمیم گرفته‌ام ، که فلان گناه را ترک کنم . اگر در این کار با من همکاری نکنی و مرتکب گناه شوی، فلان مجازات را درباره‌ات اجرا می‌کنم . مثلاً اگر به نامحرم نگاه کنی ، یک روز روزه می‌گیرم .
اولیای‌ الهی‌ به‌ منظور تنبیه‌ و تأدیب‌ خویش‌، تکالیف‌ و انجام‌ اموری‌ را برخود الزام‌ می‌کردند. از قبیل‌ شب‌ زنده‌ داری‌ ، گرسنگی‌، روزه‌ داری‌ کم‌ گویی‌، اطعام‌ و غیره ‌. حضرت علی( علیه السّلام) فرمودند: « گرسنگی برای به اسارت در آوردن نفس و شکستن عادت‌های بد ، کمک خوبی است. » (غررالحکم ،ص 773.(
9. دعا و توسل :
کمک و استعانت از خدا در رشد وتهذیب نفس ضروری است . زیرا بدون استعانت خداوند متعال هیچ کسی نمی تواند در این مسیر موفق شود .
و توسل به ائمه هدی (علیهم السلام ) بسیار موثر، بلکه لازم است .. هنگامی که پیراهن حضرت یوسف ( علیه السلام ) شفاء می دهد ، یک نظر وتوجه امام زمان (علیه السلام ) که جانها به فدایش باد چه خواهد کرد .
10. پایداری :
هیچ صفتی یک باره در وجود آدمی پدید نمی آید و از بین نمی رود .
برای اینکه دچار گناه نشویم لازم است به مواردی که در بالا ذکر شد توجه و تأمل کنیم. و براثر مداومت به انجام ندادن گناه ، ملکه ترک گناه درنفس ما پدید می آید. ودیگر به راحتی از گناه فاصله می گیریم. البته در ابتدا مشکل به نظر می رسد . اما بعد از گذشت مدتی به خوبی تغییراتی را در خود می توان مشاهده کرد .
که لازمه این موفقیت و سعادت ، پایداری انسان است . هنگامی این پایداری از ما سر می زند که ، به کار و برنامه خود ایمان و اعتقاد کامل داشته باشیم . دیگر اینکه به پیامد دوری از گناه که همان رسیدن به کمال و سعادت حقیقی خود در این دنیا و بهشت وقرب الهی در آخرت است ، فکر کنیم .
ونکته آخر اینکه بدانیم ما نهایتا صد سال در این دنیا می خواهیم زندگی کنیم، و برای همیشه از این دنیا می رویم . وتا بی نهایت در آخرت خواهیم بود . توجه به این امور عزم و اراده و قدرت ما را در ترک گناه تضمین خواهد کرد ان شاء الله .
کتب جهت مطالعه بیشتر:
1.خود سازی، آیت الله مصباح
2.معراج السعادة، ملا احمد نراقی
3.به کجا و چگونه ، ناشرموسسه پژوهشی امام خمینی (ره)

دیدگاهتان را بنویسید