هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا ﴿۱۱﴾
آنجا [بود كه] مؤمنان در آزمايش قرار گرفتند و سخت تكان خوردند (۱۱)

 

وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا ﴿۱۲﴾

و هنگامى كه منافقان و كسانى كه در دلهايشان بيمارى است مى گفتند خدا و فرستاده‏ اش جز فريب به ما وعده‏ اى ندادند (۱۲)

سوره احزاب

اين آيه و شانزده آيه پس از آن، به جنگ احزاب مربوط است كه در سال پنجم هجرى واقع شد. در اين جنگ كه يهوديان و مشركان و منافقان قصد كودتا و تصرّف مدينه را داشتند، مسلمانان با پيشنهاد سلمان فارسى و موافقت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اطراف مدينه را خندق كندند و در برابر دشمن استقامت كردند. در حفر خندق نيز، اوّلين كلنگ را خود رسول اللّه به زمين زد و هر بار كه بر اثر اصابت كلنگ به سنگ برقى مى‌جهيد، پيامبر پيروزى اسلام بر منطقه‌اى از جهان را بشارت مى‌داد.

حذیفه گوید: در شب جنگ خندق (احزاب) در حالتى که ابوسفیان در یک طرف و بنى قریظه در طرف دیگر ما به صف آرائى مشغول بودند، خوف و ترس عجیبى ما را در آن شب که باد سختى به طرف ما مى وزید و در تاریکى و ظلمانى زیادى فرو رفته بودیم، فراگرفت و منافقین هم به بهانه هاى گوناگون از زیر بار این جنگ شانه خالى می‌کردند و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله مى آمدند و مى گفتند: یا رسول الله به ما اجازه بده که برویم زیرا خانه هاى ما داراى حفاظ و در و دیوار نیست و البته دروغ مى گفتند و منظور آ‌ن‌ها بهانه اى بیش نبود.

وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا ﴿۲۲﴾
و چون مؤمنان دسته ‏هاى دشمن را ديدند گفتند اين همان است كه خدا و فرستاده‏ اش به ما وعده دادند و خدا و فرستاده‏ اش راست گفتند و جز بر ايمان و فرمانبردارى آنان نيفزود (۲۲)

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ﴿۲۳﴾
از ميان مؤمنان مردانى‏ اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در [همين] انتظارند و [هرگز عقيده خود را] تبديل نكردند (۲۳)

دیدگاهتان را بنویسید